آداب و مودّت ذى القربى و تبرّى از اعداء اللّه . و هرگاه با اين اعتقاد منضم شود عمل به جميع احكام ، از واجبات و مندوبات و ترك محرمات و مكروهات ، بلكه ترك مباحات زجرا للنفس و مواظبت بر اعمال و اذكار و اوراد ، با صبر بر مكاره ، و رضاى به قضاى الهى و تسليم امور منتهى اليه ، مقام ايمان كامل حاصل مىشود . و اين ايمان اولياء اللّه است . و از اين مقام فرودتر آيد تا به جايى رسد كه همان قول كلمهء « لا إله إلّا اللّه » باقى ماند . و اين اوّل مرتبهء ايمان است كه اسلام گويند .
و در اخبار است كه « ايمان را مراتب است ، و سلمان در درجهء دهم و ابو ذر در درجهء نهم است » الحديث . « 1 » و در حديث است كه « در حال معصيت ، نور ايمان از قلب زايل شود و اسلام باقى ماند و بعد از توبه ، باز به ايمان برگردد » .
و بايد اعتقادات مزبوره ، به سر حد ملكه رسد ، كه به تشكيك مشكك بر طرف نشود و رسوخ كرده باشد « 2 » در حاق حقيقت نفس . و همچنين از اعمال بدنى ، كه مواظبت بر آداب شريعت است ، حالتى از براى نفس حاصل شود كه هرگز وانماند از اطاعت و انقياد اوامر و انزجار از نواهى ، كه اين را عدالت گويند . و بدون اين حالت ، ايمان ناقص است .
و بعد از دانستن حقيقت ايمان و مراتب آن ، ظاهر است معناى كفر . و حقيقت آن راجع است به سوى جهل ؛ چنانچه حقيقت ايمان راجع است به سوى علم ، كه « أوّل الدّين معرفة الجبّار » . « 3 » پس جهل به معارف حقه و آداب شريعت ، و جهل به اولياء اللّه و مقامات ايشان ، از فروعات و وجوهات كفر است . و كفر را هم به حسب درجات ايمان ، دركات است ؛ چنانچه در مسألهء نور و ظلمت و عقل و جهل دانسته شد .
اللّهم نوّر قلوبنا بنور الأيمان .
هامش
( 1 ) . خصال ، ص 448 ، ش 49 : « . . . يا عبد العزيز ، الإيمان عشر درجات بمنزلة السلّم ، له عشر مراقي ، و ترتقى منه مرقاة بعد مرقاة . فلا يقولن صاحب الواحدة لصاحب الثانية : لست على شيء حتى انتهى إلى العشرة ، قال : و كان سلمان في العاشرة ، و أبو ذرّ فيّ التاسعة ، و المقداد فيّ الثامنة . . . » .
( 2 ) . الف : باشد و .
( 3 ) . نهج البلاغه ، ص 39 : « اوّل الدين معرفته » .