نور چهل [ و ] « 1 » سيم در بيان توبه و شرايط آن
وجوب توبه بر هر مكلف از ضروريات دين است . و توبه در لغت به معناى برگشتن است . و در اصطلاح متشرعين ، پشيمانى بر افعال گذشته و قصد نكردن آن در استقبال و ترك آن در حال .
و هرگاه ترك واجبى است كه تلافى و تدارك دارد ، بايد از عهده برآيد ؛ مانند روزه و نماز و زكات و حج و خمس و غيرها . و اگر اشتغال ذمه به مال غير است ، بايد از عهدهء آن برآيد يا با ايصال حق به مستحق آن ، يا به استحلال از صاحب حق . و هرگاه غيبت او را كرده باشد و نشنيده است ، بايد استغفار كند . و هرگاه شنيده است ، با استغفار ، استحلال حاصل نمايد . و هرگاه امرى است كه حاجت به تلافى و تدارك ندارد ، همان پشيمانى بردن و نكردن آن كافى است .
و بعد از حصول شرايط توبه ، اختلاف نمودهاند كه آيا واجب است بر خداى تعالى قبول توبه از بندگان خود ، يا آنكه واجب نيست ؟ معتزله قائل شدهاند به اوّل و اشاعره به ثانى .
و توبهء مذكور ، توبهء عوام الناس است . و توبهء خواص آن است كه از آنچه ترك اولى است ، توبه نمايد و متعرض آن نشود ؛ مانند توبهء انبيا و اوليا . و توبهء اخص آن است كه از جميع ما سوى اللّه منحرف شده ، به غير از حق به چيزى رو نياورد ؛ مانند توبهء جناب ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله .
و در معناى آيهء :
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 2 » از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه « مراد از قلب سليم ، قلبى است كه ملاقات كند خدا را ، و حال آنكه
هامش
( 1 ) . الف : ندارد .
( 2 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 89 .