آرى آنچه اهل سنت گفتهاند كه به اتفاق امت ، نصب امام توان كرد ، اگر مراد از امامت ، سلطنت دنيوى و رياست محض باشد و خلفا را از سلاطين شمرند و امر دين را مفوض براى ايشان ندانند ، چه مضايقه ؟ لكن « 1 » مقصود از امامت دانستى كه همان معناى نبوت است بعينها . و اين معنا به اختيار امت نشود .
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
، « 2 »
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ
. « 3 » اگر امامت سواى منصب رسالت بودى ، چرا حضرت خليل الرّحمن به اين منصب سرافراز شدى ، كه
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
« 4 » و بعد از خواهش از براى ذريهء او فرمودند كه
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
. « 5 » و شك نيست كه خلفا متصف به ظلم بودند قبل از اسلام . و لهذا شرط دانستهاند محققين از علما ، عصمت را من اوّل العمر الى آخر العمر در امام عليه السّلام . « 6 »
نور سى و پنجم در ذكر اخبار چند از طريق اهل سنت و جماعت كه دال است بر امامت ائمهء اثنا عشر عليهم السّلام و فضيلت ايشان
در كتاب صحيحين از جابر روايت شده است كه فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه « بعد از من دوازده اميرند » . پس كلمه [ اى ] فرمودند كه نشنيدم ، و فرمودند : « همهء آنها از قريشاند » . « 7 »
در كتاب مناقب المرتضوي از جناب علي بن الحسين عليه السّلام روايت شده است از
هامش
( 1 ) . ب : ليكن .
( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 124 .
( 3 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 32 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 124 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . ب : ندارد .
( 7 ) . سنن أبي داود ، ج 2 ، ص 309 : جابر بن سمرة ، قال : سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : « لا يزال هذا الدين عزيزا إلى اثنى عشر خليفة » . قال : فكبّر الناس و ضجّوا ، ثمّ قال كلمة خفيفة . قلت لأبي : يا أبت ، ما قال ؟ قال : « كلّهم من قريش » . همچنين ر . ك : صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 3 .