نور اوّل در بيان اثبات وجود واجب الوجود ، و رفع انكار دهريين و طبيعيين
بدان كه اوّل مسأله از مسائل اصول دين ، طريق معرفت وجود حضرت واجب الوجود است كه « أوّل الدّين معرفة الجبّار » « 1 » و ساير اعتقادات و تمام فروعات دينيه ، از اوامر و نواهى ، منوط و مربوط به اين مسأله است . و منكر مبدأ تعالى ، منكر است معاد و ساير ضروريات ايمان را بالضرورة .
پس مىگوييم و باللّه الاستغاثة كه شك نيست در موجود بودن زمين و آسمان و غيرهما . پس هرگاه يكى از اين موجودات ، واجب الوجود باشد ، ثبت المطلوب ، و الا بايد ممكن الوجود باشد . و هر ممكن الوجودى در موجوديت ، محتاج است به موجد . پس مىگوييم « 2 » كه آن موجد ، يا واجب است يا ممكن ، و بالاخره بايد منتهى شود به موجودى كه موجد اشيا باشد و محتاج به موجد ديگر نباشد ، و الا لازم آيد دور يا تسلسل . و بطلان دور و تسلسل گذشت .
و بعضى از طبيعيين از حكما گفتهاند كه عالم - كه عبارت از اجسام عنصريه و فلكيه باشد - قديم و مستغنى از مؤثر است ، و بالطبع ، فلك اطلس ، كه آسمان نهم است ، متحرك است با آسمانهاى ديگر ، و هر يك را حركات خاصه هست . و كواكب
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ص 39 : « أوّل الدين معرفته » .
( 2 ) . الف : مىگويم .