رنج طاعت و عبادت برآسود و پيغامبر صلواة الله عليه را " ناطق " گويند و على رضى الله عنه را " آساس " خوانند و ميان ايشان مواضعات است . والقاب چنان كه عقل را " سابق " خوانند و " اول " يعنى آنكه گويند نفس از عقل پديدار آمد و همه چيزها را در جهان نفس پديدار آورد . و تفسير اين آيت : " والتين والزيتون وطور سينين 1 " گويند تين عقل است كه همه مغز است و نفس زيتون است كه همه لطافت است با كثافت آميخته ، چنان كه زيتون با دانه ، و طور سينين ناطق است يعنى محمد صلواة الله عليه كه به ظاهر چون كوه درشت بود و با خلق به شمشير سخن گفت و به باطن در او چيزها بود ، چون كوه كه در او جواهر باشد . و " بلدالامين 2 " اساس است ، يعنى على ، كه تأويل شريعت از او ظاهر شد و مردمان از بلا ايمن شدند و همچنين چهار جوى بهشت را همين تأويل كردند . غرض ايشان همه ابطال شريعت است ، كه لعنتها برايشان باد . وگويند پيغامبر عليه السلام پدر مؤمنان است و على مادر كه پيغامبر با على از روى علم ومعرفت فراز آمد تا از هر دو علم باطن متولد شد . و گويند اول چيزى كه به وجود آمد عالم عقل بود پس عالم نفس پديد آمد ، آنگاه اين همه مخلوقات به وجود آمدند و آدمى به نفس جزوى زنده است ، چون بميرد آن جزو به كل خويش باز رود .
اگر كسى پرسد ايشان را كه عالم عقل از چه چيز پيدا آمد ؟ گويند : به امر پديد آمد . چون بپرسى : به امر كه پديد آمد ؟ گويند : ما ندانيم و هم ما را طاقت آن نيست كه حق را وصانع را بتوانيم دريافت ، نه گوئيم كه هست و نه گوئيم نيست ، بلكه محققان توحيد چنين گويند كه اعتماد بر آن است ، يعنى نيست ، " تعالى الله عما يقولون علوا كبيرا 3 ، بدين طريق مسلمانان را از دين بيروت بردند بعد از آنكه سخن همه از آيت و خبر رسول گويند و چون نگاه كنى معجزهء مه 4 را منكرند و گويند آنچه پيغامبر را ، صلوات الله عليه ، پيش رفته است از سه چيز بود : جد و فتح و خيال ، وجبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به نزديك ايشان اينست . وگويند پيغامبر صلواة الله عليه اين شرايع از بهر ابلهان و نادانان پيدا آورد ، تا تا ايشان را هميشه
هامش
1 - سورهء تين 95 آيهء 1 و 2 ( م . د . )
2 - اشاره به هذا البلد الامين است آيهء سوم از سورهء تين 95 . ( م . د . ) .
3 - سورهء اسرى 17 آيهء 43 ( اصل آيه چنين است : سبحانه و تعالى عما . . . ) . ( م . د . ) .
4 - مراد شق المقر است ، معجزهء شكافته شدن ماه به اشارهء دو انگشت پيغامبر اسلام . ( م . د . ) .