بر گناه ارواح روا بينند چنان كه پيش از اين از آن مذهب فلاسفه ياد كرديم .
مذهب قرامطه و زنادقه
در همهء روزگار مردمانى بودهاند كه از كاهلى بىدينى اختيار كردهاند و همه را منكر بودهاند و قرامطه و زنادقه و اباحتيان را در نفى صانع كلمه يكى است لعنهم اللّه ، و قرامطه را به مردى بازخوانند كه او را احمد بن قرمط خواندندى و زنادقه را به زندك و او مردى بود از فارس كه چون نام معرّب كردند به جاى كاف قاف بنهادند و هر كه بر مذهب او بود « زنديق » « 1 » خوانند . و همچنين خرّمدينان آن گروهاند كه تن آسانى و خرّمى اختيار كردهاند و از هر مذهبى آن گرفتهاند كه ايشان را خوشتر آيد . و « اباحتيان » را مقالت همين است جز آنكه اباحتيان بىحميّتتر از ديگر كفّارند كه عيال خويش از يكديگر بازندارند و معطّله « 2 » همين طبقهاند كه اندرين معانى به تعطيل و نفى گفتند .
السّوفسطائيّة
اصحاب منطق و فلاسفه در كتب خويش آوردهاند كه گروهىاند ايشان را سوفسطائى خوانند و مذهب ايشان آن است كه هيچ چيز را كه مىبينيم اصلى نيست و آنچه در بيدارى ببينيم همانست كه در خواب بينيم و باز چنان شنودم كه اين سخنى است كه اصحاب منطق وضع كردهاند و هيچ كس به هيچ روزگار اين مذهب نداشته است . و اين بود مقالت آن قوم كه پيش از اسلام بودند و مذهبهاى مخالف داشتهاند و اكنون به مذهب اسلام مىآييم « 3 » و شرح آن دهيم .
* * *
هامش
( 1 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 2 ) - رجوع شود به حواشى مرحوم اقبال . ( م . د . ) .
( 3 ) - اصل : آئيم . متن اصلاح شادروان كسروى است . ( م . د . ) .