مرو درگذشته و بو على به طوس رسيده و سپس به نيشابور رفته است اما چون قصد اقبال ذكر احوال و اعمال ابو الخير خمّار است و رفتن او به غزنين به مصاحبت سلطان محمود و كارهاى او در آن شهر و درگذشتش بدانجا ، نه همهء دانشمندانى كه در دربار ابو العباس مأمون بن مأمون خوارزمشاه بودهاند مىتوان پنداشت كه در آغاز عبارت مورد اشاره جا به جائى مختصرى به هنگام چاپ رخ داده باشد ، بدين توضيح كه حرف « كه » كه در دنبال « با علماى ديگر » چاپ شده است مربوط به قبل از آن باشد و ترتيب عبارت اين باشد :
« ابو الخير خمّار كه با علماى ديگر در دربار خوارزمشاه مقيم بودند . . . الخ » . مقدمهء استاد دانشپژوه بر باب پنجم كتاب :
« از كتاب بيان الاديان تا باب چهارم آن كه به دست بوده است نخست شارل شفر و سپس عباس اقبال به چاپ رساندهاند و كسى نسخهء ديگرى از آن نشان نداده است .
در رياض العلماء مولى عبد اللّه افندى ( ش 993 دانشگاه گ 340 و 516 در بيان سبعيه ) آمده است : « قال السيد محمد بن نعمة اللّه بن عبيد اللّه الحسينى فى كتاب بيان الاديان بالفارسية بقوله : الفرقة الرابعة من الشيعة السبعية و ايشان را باطنيه نيز گويند . . . الصباحية اصحاب حسن صباح و او مردى تازى زبان بود و اصل او از مصر است و گويند هنوز زنده است و به رى نشيند و مدعى عظيم است و كتابى است ايشان را قديمى كه آن را اخوان الصفا خوانند و آن را درس گويند و آن مذهب گرفتهاند » ( ص 36 - 39 بيان الاديان چاپ اقبال ) . « 1 »
نيز در آن به نقل از همين كتاب آمده ( گ 340 ) : « و اكنون مىگويند كه [ ناصر خسرو ] به رى آمده و متوارى گشته . . . و بسيار كسى از اهل طخارستان ( نه « طبرستان » كه در نسخهء چاپى بيان الاديان مىبينيم ) از راه شده و آن مذهب گرفته » ( س 10 - 17 ص 39 بيان الاديان چاپى ) . « 2 »
باز در همين رياض العلماء بندى است از بيان الاديان بدين گونه : « و اهل سنت گويند دويست سال بيش نيست تا اين مذهب ( اسماعيلى ) پديدار آمده است » و اين بند در
هامش
( 1 ) - اين قسمت وارد متن حاضر ( ص 56 ) شده است .
( 2 ) - در متن حاضر ( ص 56 ) گنجانده شده است .