بيان الاديان چاپى ( س 3 از پايين ص 36 ) نيست . « 1 »
در جوامع الحكايات عوفى باب هشتم قسم سوم دربارهء مدعيان نبوت از چند مدعى ياد شده است كه برخى در همين بيان الاديان هست . در آن از زردشت و مزدك و ماه آفريد پسر فيروز نيشابورى از وشاخان زمان ابو مسلم و از مقنع هاشم پسر حكيم و محمود علوى ايلامى معاصر ملك شاه كه سخنش سخن سپيدجامگان را مىماند و آميخته بود با سخنان خرم دينان و از پير ابو الحسن انبارى دانشمند فقيه ديوانه گشته ياد شده است .
در حديقة الشيعة دربارهء حرنانيه و حلول و اتحاد و در طرايق الحقايق ( 1 : 59 - 160 ) همچنين در مجلهء پيمان 2 : 137 و 203 و 265 گفتار كسروى ) و يادداشتهاى قزوينى ( 4 : 71 ) از بيان الاديان ياد شده است ( ( نيز فهرست مقالات فارسى ش 748 ) .
اعتضاد السلطنه على قلى ميرزا پسر فتحعلى شاه قاجار ( نزديك 1234 - 1298 ) و مؤلف اكسير التواريخ در تاريخ قاجار ، كتابى دارد بنام طبقات المضلين يا كتاب المتنبّئين كه نسخهاى از آن در مجموعهء ش 1293 طباطبائى در مجلس هست « 2 » ( ص 62 - 311 ) و در آن از مدعيان نبوت و مهدويت از زمان قديم تا سيد على محمد باب ياد شده است ( مجلهء يادگار 2 : 1 ص 5 ، مجلهء يغما 3 : 147 ، 172 ، 232 ، 276 ) او در اين كتاب از مدارك خود يادى نكرده است و شايد همين باب پنجم بيان الاديان را در دست داشته است .
اعتضاد السلطنه در اين كتاب از درويش رضاى مانلوى قلندر مدعى نيابت مهدى موعود و مهدويت كه حكام و عمال دولت صفوى در قزوين او را از فقرا و ارباب سلوك و اهل اللّه مىدانستهاند و در 1041 سال سوم جلوس شاه صفى در كافورآباد قزوين خروج كرده بود ياد كرده است ( ص 245 ) و اين مطلب در ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ( ص 83 و 84 و 240 ) ديده مىشود .
در كتاب جنبشهاى مذهبى ايران در سدهء دوم و سوم تأليف آقاى دكتر غلامحسين صديقى به زبان فرانسه از چند دعويدار مذهبى با ذكر مدارك بحث شده است ، « 3 » بدين گونه :
هامش
( 1 ) - اين قسمت نيز وارد متن حاضر ( ص 53 ) گشته است .
( 2 ) - اينجا در پاورقى مشخصات يازده رسالهاى كه در مجموعهء مورد اشاره آمده است ذكر شده كه از نقل آنها خوددارى شد .
( 3 ) - اين كتاب را شادروان دكتر غلامحسين صديقى خود از فرانسه به فارسى بسيار روان ترجمه كردند كه پس از