منقول . من اين تقسيمبندى را بارها شنيده و درست مىدانم . ولى اگر دقيق بنگريم ، هر منقولى از كتاب الهى و گفتهء نبوى و يا از كجا اگر چه در وهلهء نخست منقول تلقى مىشود ، ولى در آخرين تحليل ، آن نيز معقول خواهد بود . منقولات مفاهيمى هستند كه به عقل هر كس نرسند . ( يا معقول هر كس نشوند ) .
آغاز : « حمدله . صلات . اما بعد ، چنين تقرير كند محتاجترين كسى به رحمت . . . فضل اللّه بن ابى الخير . . . الهمدانى : كه دوستى عزيز كتابى جهت من ساخته » .
20 - ذيل رسالهء لطايف طبى
نام بالا به قلم نويسنده در سرآغاز رساله آمده است ، و چنين برمىآيد كه خواجه رسالهاى بنام « لطايف طبى » داشته است ، كه اين يكى دنبالهء آن است . گفتارى حاوى دو پرسش و پاسخ پزشكى است : 1 - در دههء ميانى جمادى الثانى 710 ق از پزشكى بنام ابو المنى بن ابو المحاسن معروف به شمس نفيس دربارهء شرايط قاروره و پاسخ خواجه ، 2 - پرسش و پاسخى دربارهء مسهل ، كه نام پرسنده آورده نشده است .
تا اينجا به رسالهاى بنام « لطايف طبى » ، از خواجه برنخوردهايم ولى روشن است كه جز از « لطايف رشيديه » تأليف نجم الدين محمود شيرازى است كه بنام همين رشيد الدين فضل اللّه همدانى نوشته شده است ( دكتر ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج 3 ( 2 ) 1363 ، تهران : 1319 - ادوارد برون ، از سعدى تا جامى ، ترجمه على اصغر حكمت ، 1339 ، تهران : 122 - سعيد نفيسى ، تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، ج 1 ، 1344 ، تهران : 190 ) .
آغاز : « ذيل رسالهء لطايف طبى . در عشر اوسط از جمادى الآخر سنهء عشر و سبعمائة هجرى ، بندهء كمينه . ابو المنى بن ابى المحاسن المعروف به شمس نفيس . از بندگى مخدوم جهانيان . . . سلطان الوزراء . . . رشيد الحق و . . . » .