1 - در بيان آنكه گروهى كه شاگردى دانشمندان نكرده ، خود اين علوم دانند ، 2 - در آنچه گفتهاند « التوحيد اسقاط الاضافات » كه بايستى گفت « التوحيد اضافة الاضافات » ، 3 - در بيان آنكه خوشآوازى به سعى حاصل نشود ، ورد گفتهء بقراط كه در عقل خوشآوازان نقصانى باشد ، 4 - در بيان حكم تخلقوا باخلاق اللّه ، و منع تكبر كه از جمله صفات بارى تعالى است .
آغاز مىكند به اينكه گروهى از دانشمندان ، بيشتر شب هنگام از اين ضعيف تفقد مىكنند ، و از هر نوع دقايق سخن به ميان آورند .
« برخى نياموخته چگونه و بر چه وجه بدين باريكى مىدانند » و بدين بهانه پس از ستارهشناسى به بررسى دانشهاى تجربى گياهشناسى و پزشكى و مسائل فلسفى پندآميز مىپردازد .
نام « پادشاه اسلام » بارها در اين گفتار به كار گرفته شده است . اينها و ديگر يادآورىهاى اين مجموعه نشانگر اين است كه مجموعه در مجتمع « ربع رشيدى » پيش از كشته شدن خواجه و ويرانى آن مجمع فرهنگى و هنرى عظيم نوشته شده است .
آغاز : « الحمد للّه رب العالمين و الصلاة و السلم . اما بعد ، جنين كويد مقرر اين كلمات ضعيفترين خلايق و محتاجترين . . . فضل اللّه بن ابى الخير بن عالى المشتهر بالرشيد الطبيب » .
14 - تفسير آيت وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ
آيت
« وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
. را به اختصار توضيح داده و به كارهاى پيشين خود ارجاع مىدهد .
آغاز : « الحمد للّه على افضاله و الصلاة و السلم على محمّد و آله . اما بعد به حكم آنكه دوستى عزيز صادق بطريق حسن الظنى كه بذين بنده . . . فضل اللّه بن ابى الخير بن عالى المشتهر بالرشيد الطبيب الهمدانى » .