آنجه در زبان اكثر مردم افتاذه ، و مشهور كشته ، كه هيجده هزار عالم كويند مقوّى اين تقرير است .
[ 120 ] و بذين تقرير و بيان ، لا شكّ هر جه بيش ازين دنيا بوذه و بس ازين دنيا باشذ ، غير اين دنيا باشذ . و هر جه درو بوذ ، بوجهى ديكر توانذ بوذ ، جه اكر همين و همجنين باشذ ، كه اين دنيا و درين دنياست خوذ همين دنيا بوذه باشذ . و آن محال بوذ ، جه بموجبى كه ياذ كرده آمذ مقرّر و مبرهن است كه فيوض او ، تعالى و تقدّس ، نامتناهى است .
نشايذ كه بخلاف تقريرى باشذ كه كرده شذ . و مصدّق اين معنى احوال آن دنيا و بهشت و دوزخ است كه آن بوجهى ديكر است بموجبى كه شرح آن بجند موضع در قرآن مجيد فرموذه و نبى عليه الصّلاة و السّلم از آن خبر داذه و شرح و تفصيل آن بسيارست ، و بنزد عموم اهل اسلام مقرّر و مسلّم .
مقدّمهء دوم : جون مقرّر شذ كه آفرينشى كه بيش ازين دنيا بوذه ، و آنجه بس ازين دنيا باشذ به همديكر ماننده نبوذ . جه اكر نجنين باشذ ، قدرت تامّ نبوذه باشذ و صفت قدرت تامّ بذين وجه توانذ بوذ . بس بايذ كه هر آفرينش كه در دنيائى كه حق تعالى بمشيّت و ارادت خوذ مقدّر فرموذه باشذ ، تا مادام كه انقضاء آن مدّت بوذ ، كه هم او عزّ و علا مقدّر فرموذه باشذ ، بوجهى ديكر نبوذ . بلك بر همان نمط و ترتيب و تعيين مستمرّ و جارى باشذ كه مقدّر فرموذه . و هر جند قادر باشذ بر آنجه بخلاف آن آفريند ، لكن خلاف امر و قول خوذ بكنذ ، و برهان قائم .
بموجبى كه شرح داذه شذ كه قادرست بر آفريذن مختلفات نامتناهى ، لكن قدرت تامّ و عدالت و راستى و درستى جنان اقتضا كنذ كه هم مختلفات نامتناهى آفرينذ و هم در هر دنيائى بخلاف هر دنيائى ، آنجه مقدّر فرموذه باشذ ، بر همان نمط آفريند تا انقضاء آن مدّت كه وعده فرموذه و مقدّر كرده و مثال آن درين دنيا مشاهدست ، جنانكه جون آسمان و زمين را آفريذه اين با آن و آن با اين نمىكردانذ . و همجنين انسان را با حيوان ، و حيوان را با نبات ، و نبات را با معادن ، و مرغان را با جهاربا ، و جهاربايان را با مرغ و حشرات و امثال آن ، كه عظيم بسيارست ، متبدّل نمىكردانذ .
و آنجه حقّ تعالى فرموذه كه :
« لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ »
« 1 » . و ديكر همجنين فرموذه :
هامش
( 1 ) - الروم ( 30 ) : 30