تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى ) — صفحة مقدمه 17

مساهمون:

صمقدمه ١٧
قرآن :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ . . . »
« وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا . »
پاسخ در مقام انسانى و پندآميز است . آغاز : « پيوستهء بسيط عالم بنور عدل و علم مخدوم اعظم صاحب صاحب‌قران . . . رشيد الحق و الدنيا و الدين عماد الاسلام . . . آراسته و مزين باذ » .

6 - اعتذار

در آن اظهار شرمندگى مىكند ، از مشغوليت بسيار به كارهاى ساختمانى و درختكارى ، و اينكه برخى در پنهان گويند : اين پيرمرد با اين جايگاه در دانشها و دارايىها كه به دست آورده چه آزمند است . تا آنكه يكى اين را از من پرسيد ، و چون اين يك پرسش عمومى است ، اين را نوشتم كه بزرگان خوانند و با خود بازگو كنند . سپس به بدگويى از بيكارى مىپردازد ، و اينكه برخى گمان برند ، بيكارى توجه را سوى پروردگار سازد ، كه اين نادرست است . . . و مىافزايد كه : اكنون نيز از پروردگار مىخواهم كه بازهم هم بر اشتغال بگذرانم ، تا از اشغال و افكار نامستحسن ايمن باشم . خواجه خود بدان نامى نداده است . و نام اين گفتار را از كار ملّا محسن فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ق ) برگزيده‌ايم كه به گونه‌اى بث شكوى ماند . آغاز : « و مىنمايذ كه اين ضعيف را مدتى گذشت تا در احوال خوذ همواره از خلق تشويرى و خجالتى مىبوذ و هر چند به حضور بىنياز و بنزد مردم مقر » .

7 - سؤال مولانا معظم عضد الملة و الدين المطرزى

در سرآغاز ديباچهء كوتاه ، از « عضد مطرزى » نام مىبرد . پس وى جز از آن عماد مطرزى است ، كه رسالهء پنجم اين مجموعه را در پاسخ وى نوشته است . در ديباچه پس از ستايشها از خواجه اشاره دارد به دشوارى موضوع و اينكه پيش از آن خواجه طوسى ، اثير الدين ابهرى ، نجم الدين دبيران ، بدر الدين طويل ، ابن كمونه و شاگردانشان بدان پرداخته‌اند و هنوز روشن نشده است . آنگاه پرسش خود را در ميان مىگذارد : كسى به خانه اندر رفت و مىگويد كه هر سخنى كه من در اين خانه مىگويم دروغ است . و جز اين سخن نگفت و بيرون آمد . اكنون اين سخن راستست يا دروغ . اگر راست است