از وى مىپرسد : چرا پروردگار يكى را مستعد و ديگرى را نامستعد ، يكى را پادشاه و يكى را عالم و ديگرى را گدا و جاهل آفريده ؟ سپس مىافزايد « در اين باب رساله ساختهايم و در كتاب « مفتاح التفاسير » خود درج كردهايم » و از رسالهء « جبر و قدر » كه نيز در كتاب « مفتاح التفاسير » اين ضعيف درج است ، معلوم گردد . جايى ديگر از رسالهء « خير و شر » خود نام مىبرد كه آن را نيز در « مفتاح التفاسير » جاى داده است .
در اين مقالت آنجا كه از زنبور و عسل گفتگو مىكند به كتاب « آثار و احياء » برگشت مىدهد .
آغاز : « در حضرت جهان پناه مخدوم جهانيان آصف سليمان نشان افضل و اكمل جهان . . . رشيد الملة و الحق . . . بنده و دولتخواه ( نام سفيد مانده ) معروف به حكيم فرنكى ، بعد از تقديم شرايط عبوديت » .
4 - سؤال مولانا معظم ملك الأفاضل نور الدين كوهكيلوئى
سؤالكننده در پايان ديباچهء كوتاه از خود به « نور كوهكيلوئى » نام مىبرد . و در آن از خواجه ستايش كرده كه نامش جهانگير شده است و راى وى مشكلات دانشمندان را مىگشايد .
تنها يك پرسش است دربارهء مجهول مطلق : المجهول المطلق لا يمكن الحكم عليه . خواجه نخست نظر ديگر فرزانگان را گفته و سپس نظر خود را آورده است .
آغاز : « بندهء كمينه ، زمين حضرت عليا مخدوم اعدل اعلم خلاصهء عالم بندهء بنى آدم . . . رشيد الحق و الدين . . . بوشيده مىنمايد ، كه چون در اقطار عالم با نفحات صبا منتشر گشته . . . » .
5 - سؤال مولانا معظم . . . عماد الملة و الدين المطرزى
سؤالكننده در پايان ديباچهء كوتاه از خود به « عماد مطرزى » نام برده است و آن مشتمل بر تنها يك پرسش است ، دربارهء حرص و ديگر كاستيهاى روانى در مردمان ، و قول