و نيكبخت نبود كسى كه برأى خود توانگرى كند در چيزى كه آن بعقل بنشايد دانستن .
569 -
ما آمن بالقرآن من استحلّ محارمه .
( 1 ) ايمان نياورده بود به قرآن آن بنده كه بحلال دارد آنچه در قرآن حرامست .
570 -
ما رزق العبد رزقا أوسع عليه من الصّبر .
( 2 ) هيچ روزى نيست كه بنده را فراخترست از صبر يعنى چندان كه بنده صبر كند خداى تعالى قوّت و ثوابش دهد .
571 -
ما خالطت الصّدقة مالا الّا أهلكته « 1 » ، و ما نقص مال من صدقة .
( 3 ) مخلوط نباشد صدقه هيچ مالى را الّا و آن را به هلاكت رساند ، و هيچ مال بنكاهد به صدقه يعنى خداى تعالى بزيادت كند هم مال و هم ثواب آخرت چون زكات دهد .
و لا عفى رجل عن مظلمة « 2 » الّا زاده اللَّه بها عزّا .
و در نگذرد مردى از مظلمهء ظالمى مگر كه بزيادت كند خدا او را بدان عزّتى .
572 -
ما تركت بعدى فتنة أضرّ على الرّجال من النّساء .
( 4 ) بنگذاردم فتنهء كه زيانكارتر بود بر مردان از زنان ؛ يعنى زن چون پارسا نبود سبب فتنه و معصيت مرد بود ؛ ازين زنان دور باشيد .
573 -
ما أصرّ من استغفر و لو عاد في يوم سبعين مرّة
. ( 5 ) مصرّ نبود بر گناه آنكه پشيمان شود و آمرزش بخواهد اگر چه روزى هفتاد بار با سر گناه شود چون به آخر توبه كند مصر نبود .
هامش
( 1 ) در منتهى الارب گفته : « مظلمة بكسر اللام دادخواهى و داد » و در أقرب - الموارد گفته : « المظلمة بكسر اللام ما تطلبه عند الظالم و اسم ما أخذ منك ظلما ؛ تقول :
عند فلان مظلمتى ج مظالم » .
( 2 ) در غالب نسخ و همچنين شروح تا اين جا يك حديث و بعد از آن حديث ديگر است .