( 1 ) نيكوئى كن با آن كس كه أهلش بود و با آن كس كه أهلش نبود كه اگر با اهلش كنى او از أهل آنست و اگر نه تو از أهل آنى .
553 -
اشتدّى أزمة تنفرجى « 1 » .
( 2 ) سخت باش اى قحط سال تا بزايل باشى ؛ كه كار چون بغايت رسد رستگارى بديد آيد .
554 -
أنفق يا بلال فلا تخش من ذى العرش اقلالا .
( 3 ) چيزى كه دارى بخرج كن اى بلال و مترس كه خداى تعالى درويش نبود .
گفتهاند كه : بلال اندك خرمائى بذخيره بنهاده بود جهت آنكه چون مصطفى عليه السّلام را مهمان برسد بخورد ، رسول عليه السّلام گفت كه : بخرج كن .
555 -
بشّر المشّائين في ظلم اللّيل الى المساجد بالنّور التّامّ يوم - القيامة
. ( 4 ) بشارت ده آن مسلمانى را كه بتاريكى شب به مسجد رود به نماز كه خداى تعالى روز قيامت ايشان را نورى [ تامّ ] بدهد .
556 -
عليك بذات الدّين تربت يداك .
( 5 ) بر تو باد زنى را كه بزنى كنى خداوند دين باشد و اگر چنين نكنى خاك آلود باشد دستهاى تو يعنى درويش شوى .
557 -
عليكم من الأعمال بما تطيقون ؛ فانّ اللَّه لا يملّ حتّى تملّوا .
( 6 ) بر شما باد كه آن كنيد كه طاقتش داريد كه خداى تعالى توفيق بنده باز دهد و باز نگيرد الّا آن وقت كه بنده را ملال بگيرد از كردن طاعت ، و ملال از آن وجه
هامش
( 1 ) ابن الاثير در النهايه گفته :
« في حديث : اشتدّى أزمة تنفرجى
؛ الازمة السنة المجدبة ؛ يقال : انّ الشدّة اذا تتابعت انفرجت و اذا توالت تولّت ؛
و منه حديث مجاهد : انّ قريشا أصابتهم أزمة شديدة و كان أبو طالب ذا عيال »
.