كنده و خراشيده باشد و حضرت صادق فرمايد عليه السّلام كه : هر كه در سؤال بر خود گشايد و بدان محتاج نباشد مستحقّ دوزخ شود و نميرد تا محتاج آن چيز نگردد .
398 -
من مشى الى طعام لم يدع اليه فقد دخل سارقا و خرج مغيرا .
( 1 ) هر كه برود بطعامى كه او را نخوانده باشند چون در رود بدرستى چون دزدان بود و چون بيرون آيد غارتكننده بود امّا اگر كسى بشغلى يا بپرسيدن بيمارى شود ويرا در سرائى برند و طعامى حاضر آورند خوردنش باكى نبود .
399 -
من كان وصلة لأخيه المسلم الى ذى سلطان في منهج برّ أو تيسير عسير أعانه اللَّه على إجازة « 1 » الصّراط يوم تدحض فيه الأقدام .
( 2 ) هر كه از براى برادر مؤمن بدرگاه پادشاهى تيمار دارد تا بوى نيكى رساند يا دشوارى بر وى آسان گرداند خداى تعالى گذشتن ويرا بر صراط آسان گرداند و ويرا يارى دهد در آن روزى كه بر صراط پايها بخيزد . و حضرت صادق عليه السّلام فرمايد كه : كفّارت گزاردن پادشاهان آن بود كه رعيّت را نيكو دارند . و پادشاه عادل و بازرگان راستگوى و راست پيشه و پيرى كه زندگانى را در طاعت خدا بسر آورده باشد خداى تعالى اين هر سه را بيحساب ببهشت برد .
400 -
من لعب بالنّردشير « 2 » فهو كمن غمس يده في لحم الخنزير و دمه
. ( 3 ) هر كه بقماربازيدن بازى كند همچنان بود كه دست در گوشت خوك و خون او فرو برده باشد و اين قمار را براى آن نردشير گويند كه اردشير جمع كرد و با يك ديگر نهاد
هامش
( 1 ) مرحوم سردار كابلى در حاشيه گفته : « كذا في الاصل » يعنى بايستى « جواز » گفته شود ليكن در حديث بلفظ « اجازه » وارد شده است و وجه آن را از مواردش بدست آرند .
( 2 ) نيز فاضل فقيد حيدر قليخان معروف بسردار كابلى - رضوان اللَّه عليه - در حاشيهء اين مورد نوشته :
« قال الشيخ عبد الرّحمن بن الانبارى في طبقات النحاة في ذيل ترجمة محمد بن أبى الفرج الكنانىّ المعروف بالذكىّ المالكىّ قال أبو نصر بن الفضل بن الحسين الطبرانى : كنت أقرأ على الذكى المغربىّ كتاب الشهاب لأبي عبد اللَّه القضاعىّ فقال في قوله عليه الصلاة و السلام : من لعب بالنردشير فكأنّما غمس يده في لحم الخنزير و دمه ؛ قال : أصله النّرد و انما قيل له : النردشير لانّ اوّل من لعب به اردشير فنسب اليه [ انتهى ] »
.