قال اللَّه تعالى :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ
« 1 » . يعنى در زيرترين درك دوزخ جاى منافقان بود و تا بقيامت در گور در عذاب و نكال بود .
361 -
من نظر في كتاب أخيه به غير اذنه فكانّما ينظر في النّار .
( 1 ) هر كه در نامهء برادرش نگرد بىدستورى وى چنان بود كه در آتش دوزخ نگرد و نشايد كه كس بر احوال پوشيدهء مردم تجسّس كند زيرا كه معلومست كه اين گناهى عظيم است ، و اگر نامهء در دست يكى بيند نشايد كه از وى بخواهد كه بود كه شرم دارد كه ندهد و چون بدهد بدلش خوش نباشد امّا اگر از فساد و مضرّتى ترسد شايد كه طلب كند و بىدستورى وى بخواند چنان كه [ محمّد ابو بكر با عثمان « 2 » ] اگر چه آنكه در دين بود كشتن وى مفسده بود « 3 » .
362 -
من كان آمرا بمعروف فليكن أمره ذلك بمعروف .
( 2 ) هر كه امر بنيكى فرمايد بايد كه فرموده نيكى بود يعنى هر كه ديگرى را چيزى فرمايد بايد كه از بهر آن گويد كه آن خير است و خدا فرموده است و كردن آن دوست ميدارد و مقصودش آن خير گفتن نباشد تا خلق ويرا مدح كنند يا بدان سبب كارى ديگر از پيش ببرد و آنچه بدين ماند از فعلهائى كه اهل ناموس « 4 » كنند و سخن در منكر همچنين باشد يعنى بايد كه از بهر آن باز دارد كه آن زشت است و خداى تعالى از آن نهى كرده است و كردنش را كاره است و بقولى ديگر هر كه يكى را بخير فرمايد بايد كه داند كه آن خيرست و پس از آن فرمايد ؛ و از اينجاست كه هر كه معروف فرمايد بايد كه پنج چيز داند :
اوّل - بايد كه معروف از منكر بازداند تا از سر جهل نفرمايد .
دوّم - بايد كه مقصودش از فرمودن رضاى خداى تعالى باشد و قوّت اسلام .
هامش
( 1 ) صدر آيهء 45 سورة النساء و ذيل آن اينست : «وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً» .
( 2 ) عبارت ميان دو قلاب در نسخهء قديم نيست .
( 3 ) در نسخهء ديگر : « بخواهد بود » .
( 4 ) ناموس در اينجا بمعنى نيرنگ و حيله و امثال آن مىباشد .