شخصى را بر آنكه اين كند خداى تعالى عزيزش گرداند در دنيا و آخرت ، و حافظ و ناصر وى بود ، و هر كه بخلاف اين كند خداى تعالى در دو گيتى خوار و مخذولش گرداند ، و خداى تعالى يوشع بن نون را عليه السّلام گفت كه : من از فلان قوم چهل هزار مردان نيك و شصت هزار مردان بد را هلاك خواهم كرد يوشع بن نون عليه السّلام گفت : ملكا بندگان نيك چه كردهاند ؟ - گفت : زيرا كه نيكان از بهر من بر بدان خشم نميگيرند و با ايشان نشست و خاست ميكنند ، و ميان ايشان خورد و داد و ستد و گرفت ميرود « 1 » و حضرت مصطفى عليه السّلام ميفرمايد كه : مثل گناهكننده و واجبات از دست بداده با ديگران چون كشتيى بود كه در وى قومى بسه فرقت شوند و كشتى ميان ايشان بسه فرقتست ؛ پس آن فرقت كه زيرترند خواهند كه سوراخى از بهر حاجت در كشتى كند ، قومى گويند كه : آب برآيد و تمام قوم غرق شوند ، و قومى گويند كه : مخيّرند اگر خواهند بكنند و اگر خواهند نكنند ؛ اگر بگذارند همه به آب غرقه شوند و اگر نگذارند همه رسته شوند .
363 -
من أخلص « 2 » للَّه أربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه .
( 1 ) هر كه خالص چهل بامداد طاعت كند چشمههاى حكمت از دلش بر زبانش پيدا گردد يعنى كه خاطرش تيز گردد تا هر حكمتى كه شنود يا در آن تأمّل كند و انديشه كند ياد گيرد و باز گفتنش سهل و آسانتر بود تا بلطف و توفيق خداى تعالى ترسكار گردد و همه خير انديشد و چون بدل انديشد ناچار بر زبان خير گويد .
364 -
من كان يؤمن باللَّه و اليوم الآخر فليكرم ضيفه .
( 2 ) يعنى هر كه بخداى تعالى و روز قيامت ايمان دارد بايد كه مهمان را گرامى دارد تا با من كه محمّدم [ عليه السّلام ] و با ابراهيم خليل عليه السّلام در بهشت آيد
هامش
( 1 ) در حاشيه به خط نو نويس : « ميكنند » .
( 2 ) در نسخهء عتيقه :
« أخلص العبادة »
.