قمر ؛ سوره
قمر ؛ سوره : پنجاه وچهارمين سورهء قرآن كريم .
در باب صلات از آن نام بردهاند .
از امام صادق عليه السلام نقل شده است : « هركس سورهء قمر را تلاوت كند ، خداوند أو را از قبر سوار بر شترى از شترهاى بهشت بيرون مىآورد » . 1
سورهء قمر ، از سورههايى است كه به استحباب قرائت آنها تصريح شده است . 2
قَمَرى - - ) ماه قمري
قمري
قمري : پرندهاى معروف .
قمري پرندهاى است كوچكتر از كبوتر با سر كوچك وگردن كشيده به رنگ دارچين وداراى آواز خوش . « يا كريم » و « موسى كو تقى » نيز ناميده شده است . در عربى به آن « قُمْريه » وبه نَرَش « ساقُ حُرّ » گويند ؛ چنان كه « قُمْره » به رنگ خاكسترى مايل به سبز معنا شده است . 1
مستفاد از روايات ، كلمات فقها ولغويان آن است كه قمري غير از فاخته ( - - ) فاخته ) است . عنوان ياد شده در باب حج وأطعمه واشربه به كار رفته است .
قمري ازپرندگان حلال گوشت است .
خارج كردن پرندگان حرم ( - - ) حرم ) از حرم جايز نيست ودر صورت خارج كردن واجب است آنها را باز گردانند واگر تلف شوند بايد بهاى آنها را صدقه دهند ؛ 2 ليكن در جواز بيرون بردن قمري از حرم اختلاف است . برخى آن را جايز ؛ ليكن مكروه دانستهاند ؛ 3 اما كشتن وخوردن آن در حرم جايز نيست . 4
- - ) پرنده )
هامش
( 1 ) . لغت نامهء دهخدا ، واژهء « عقرب »
( 2 ) . الروضة البهية 5 / 89 ؛ جواهر الكلام 29 / 41
( 3 ) . الحدائق الناضرة 14 / 41 ؛ العروة الوثقى 4 / 326
( 4 ) . مسالك الأفهام 7 / 21 ؛ الحدائق الناضرة 23 / 40
( 5 ) . جواهر الكلام 29 / 41 - 42 ؛ دروس في معرفة الوقت والقبلة / 161 - 163 .
( 1 ) . وسائل الشيعة 6 / 256
( 2 ) . كشف الغطاء 3 / 474 .
( 1 ) . لسان العرب ومجمع البحرين ، واژهء « قمر » ؛ لغت نامهء دهخدا وفرهنگ بزرگ سخن ، واژهء « قمري »
( 2 ) . الحدائق الناضرة 15 / 311 ؛ جواهر الكلام 20 / 312
( 3 ) . المبسوط 1 / 341 ؛ كتاب السرائر 1 / 559 ؛