قمحه
قمحه : مادهاى داراى بوى خوش .
واژهء ياد شده به گونههاى مختلف ضبط شده است : « قَمْحَه » ، « قُمْحَه » و « قُمَّحَه » .
اين اختلاف در معناى آن نيز وجود دارد .
دانههايى شبيه دانههاى گندم كه پودر مىشود وبوى خوش دارد ؛ نوعي نى از نيستانهاى أطراف نهاوند كه پودر مىشود ؛ زعفران ووَرْس ( گياهى كنجد گونه وزرد رنگ ) از جمله معاني بر شمرده شده براي آن است . 1 عنوان ياد شده به مناسبت در باب طهارت آمده است .
خوش بو كردن كفن با ذريره مستحب است . برخى به جاى واژه ذريره ، قمحه به كار بردهاند . 2 ذريره به قمحه نيز تفسير شده است 3 - - ) ذريره ) .
قمر - - ) ماه
قمر در عقرب
قمر در عقرب : استقرار ماه در برج عقرب .
عقرب هشتمين برج از برجهاى دوازده گانه ، پس از ميزان وپيش از قوس است . با قرار گرفتن ماه در اين برج ، اصطلاح قمر در عقرب به كار مىرود . 1 از آن به مناسبت در بابهاى حج ونكاح سخن گفتهاند .
ازدواج 2 ومسافرت ، 3 زماني كه قمر در عقرب باشد ، مكروه است . مقصود از ازدواج به تصريح برخى ، اجراى عقد است ونه مراسم عروسى ؛ 4 ليكن در اينكه مقصود از قمر در عقرب ، بودن قمر در برج عقرب است كه تعيين آن بر أساس محاسبات نجومى خواهد بود وچه بسا تودهء مردم آن را در صورت فلكى عقرب نبينند ، يا مقصود بودن ماه در صورت فلكى عقرب است كه براي همگان مشهود وقابل رؤيت است ؟ مسئله محل بحث واختلاف است . برخى نيز رعايت هر دو امر را مطابق احتياط دانستهاند ؛ بدين معنا كه هنگامى كه قمر در برج عقرب يا صورت فلكى آن باشد ، از سفر وازدواج پرهيز شود . 5
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « قمح » ؛ روض الجنان 1 / 287 - 288
( 2 ) . المهذب 1 / 60
( 3 ) . كتاب السرائر 1 / 161 .