تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
هنگامى كه آدمى پيامبرى را شناخت كه خداوند متعال او را فرستاده است ضرورت پيروى از او را در مىيابد ، زيرا او از سر هوى سخن نمىگويد و آنچه پيامبر ، آن را به ارمغان آورَد از خداست و نور است و نور ، همان علم است . روايات مىگويند : « دشمن علم تو ، هوى و هوس است » ، و « علم در پس پيروى از هوس ، پنهان است » زيرا آدمى هنگامى كه در پس هوى ، هوس و تمايلاتش به راه مىافتد در حقيقت ، ميان خود و حقايق پرده‌اى ايجاد مىكند ، امّا عقل در بسيارى اوقات با هوس ناهمسويى دارد و آدمى هنگامى كه در پى هوس روان است با عقل به مخالفت بر مىخيزد ، او شايد هنگام سخن از حسن صفات ، محاسن و ستايش از شخص او با همهء وجود گوش فرا مىدهد ، اگر چه تمامى اين ستايشها خلاف واقع باشد ، در حالى كه به محض بيان معايب و بديهاى او ، هر چند مطابق با واقعيت ، با اعصابى مضطرب و رگهايى ور آمده و خشمگين ، آن مكان را ترك مىكند . اينها همه از آن روست كه سخن گفتن پيرامون محاسن او با هوى و هوسش همسوست و لذا صحبت از معايبش با هوى و هوس او ناهمسو مىباشد ، و از اين جهت روان شدن در پى هوى و هوس ، عين جهل است . در اين جا روايات ، ما را از همنشينى با دوستان بد بر حذر مىدارد ، زيرا آنها همان درى هستند كه جهل از آن مىآيد . اين روايات بر همنشينى با مؤمنان تأكيد مىورزند ، زيرا آنها يكى از درهايى هستند كه علم از آن مىآيد .

مؤمن بانور خداوندى مىنگرد

آيات قرآن كريم و احاديث شريفى كه دربارهء علم و عقل مىپردازند پرده از ويژگيهاى علم بر مىگيرند كه هفتاد سرباز آن را پاس مىدارند و نيز اين آيات و احاديث عوامل جهل را كه هفتاد پاسدار از آن نگهبانى مىكنند روشن مىسازد و هنگامى كه آدمى اين نگهبانان علم را در خود مىكُشد در واقع ، مفهوم آن اين