تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
اما دربارهء طول ريش بدون ترديد بايد آن را گواه طبيعت عقل مرد دانست و نمونه‌هاى مبتذل در تراشيدن ريش را كه امروزه در جوامع غربى مىبينيم چيزى نيست ، مگر دليل بر طبيعت عقل آنها ، زيرا چنان كه پيشتر گفتيم عقل چيزى نيست كه بتوانى آن را كشف كنى ، بلكه آن گونه كه امام صادق مىفرمايد بايد از خلال نشانه‌هايش پرده از آن برگيرى . اما نقش انگشترى بدون ترديد بر شخصيت صاحب آن دلالت دارد ، زيرا برخى نمادى خاص را بر مىگزينند تا بر انگشتر خود نقش كنند و اين نماد در حقيقت بيانگر پستى يا والايى صاحب آن است ، بعضى از آنها لقب زيبا و والايى براى خود بر مىگزينند ، يا مجموعه‌اى از سوره‌ها و يا آيات قرآنى را برانگشترى خود نقش مىكنند و برخى ديگر لقبى زشت را برانگشتر ، حكّ مىكنند و اينها همه عملكردهايى است كه از ماهيت آن انسان ، سطح ، طبيعت عقل و گسترهء انديشهء او حكايت دارند . لقبها ، كنيه‌ها و نامهايى كه آدمى براى خود بر مىگزيند يا به ديگران اطلاق مىكند نيز چنين است . در حديث ديگرى آمده است : « هرگاه بر آن شديد عقل فردى را در مجلسى بيازماييد در لابلاى سخن خود با او از امورى بگوئيد كه واقعيت ندارد پس اگر او اين سخن را انكار كرد عاقل است و اگر تصديقش نمود احمق است . » « 1 » چنان كه گفته شده است : با عاقل در امورى سخن بگو كه عقلانى نيست ، اگر تصديقش كرد عقل ندارد ، زيرا يك جلسه يا يك گفتگو كافى است كه از خلال عملكردهاى يك انسان ، يا با نشانه‌ها و دلايل عقل به عقل او آگاهى يا بى . پس عقل با دلايل و نشانه‌هاى خود كشف مىشود نَه با توصيف و توهّم .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 1 ، ص 131 ، روايت 28 .