اين اتّهامى نيست كه دكتر نشار به سبب موضعگيريهاى خصمانهء او نسبت به معاويه ، متوجّه او كند ، زيرا اين نويسنده به انديشههاى ضد شيعىِ تندرويى شناخته شده است كه آنها را از خاورشناسانى مىستاند كه به بحث پيرامون فرقهها و تاريخ سياسى شيعه مىپردازند . او در اين سخن بر مجموعهاى منابع تاريخى تكيه مىكند كه همگى يك سخن ، اعتقاد او را اثبات مىكنند . دكتر ناجى تكرينى مىگويد : « در اين جا دلايل فراوانى يافت مىشود كه بر اساس آنها انتقال و آگاهى بر فلسفهء يونان در عصر امويان به ويژه در آغازين آن بوده است . » « 1 »
بنابراين ابو سفيان با انديشههاى غنوصى ، مجوسى و انديشههاى نو افلاطونى پيش از اسلام ارتباط داشته است و اين از آن روست كه اعراب با تمدّنها بده بستان داشتند ، با جوامع و انديشههاى آن در تماس بودند . اين سخن تأكيدى است بر اين انديشه كه سلطههاى سياسى براى مبارزه با خط آشكار مكتبى ، رويارويى با مفسران ، فقهاى اهل بيت عليهم السلام و در نتيجه براى تقويت سلطهء خود و ستيز با پرتو اسلام و هدايت قرآن به ترجمهء انديشههاى فلسفى شرك آلود به زبان عربى پرداختهاند و ما به خواست خدا جزئيات بيشترى از اين واقعيت را بيان خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) - الفلسفة الاخلاقية الافلاطونية ، ص 106 .