بصره را فتح كرد مردم دور او گرد آمدند ، حسن بصرى نيز در ميان مردم بود و لوحههايى با خود داشت كه هرچه اميرالمؤمنين مىفرمود بر آن مىنگاشت .
اميرالمؤمنين عليه السلام با صداى بلند به او خطاب كرد : چه مىكنى ؟ او پاسخ داد : آثار شما را مىنويسم تا پس از شما آنها را روايت كنم . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : آگاه باشيد كه هر قومى يك سامرى دارد و او سامرى اين امّت است با اين تفاوت كه او نمىگويد « به من دست نزنيد » بلكه مىگويد « جهادى در كار نيست . » « 1 »
آنچه را اين نص و جز آن روشن و آشكار مىنمايد ، وجه همانندى ميان سامرى بنى اسرائيل و حسن بصرى است . سامرى بنى اسرائيل براى آنها گوسالهاى آورد كه پيكرى داشت و نعره مىكشيد و گفت : اين خداى شما و خداى موسى است و بدين ترتيب بخش فراوانى از تودههاى بنى اسرائيل را گمراه كرد و حسن بصرى نيز چنين كرد و مسؤوليت را از اسلام زدود و مباحث عقيدتى را پس زد و آنها را به راهى كشاند كه ايمان از عمل تهى گشت . بصرى همان كسى است كه به نقل طبرسى در احتجاج « 2 » اميرالمؤمنين او را برادر ابليس خوانده است و مكتبى گمراه در ( قدر ) بنيان نهاد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را نكوهيده و امّت را از آن بر حذر داشته است و گروهى از علماى اسلام از حضرتش صلى الله عليه و آله روايت كردهاند كه فرمود : « قدريه از زبان هفتاد پيامبر نفرين شده است . » عرض شد : يا رسول اللَّه ! قدريه چه كسانى هستند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « گروهى كه گمان مىكنند خداوند ارتكاب گناهان را برايشان مقدّر كرده و بر اين گناهان كيفرشان مىدهد . » « 3 »
ابن عباس مىگويد : « اميرالمؤمنين عليه السلام به حسن بصرى كه مشغول وضو گرفتن بود گذشت و فرمود : اى حسن ! وضوى صحيح بگير . او گفت : اى اميرالمؤمنين !
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 42 ، ص 141 ، روايت 2 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 171 .
( 3 ) - همان مأخذ ، ج 5 ، ص 47 .