تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
و سلسله‌هاى حاكم ، سلطه و سيطره قهرى قايل بودند ، لذا آنها را درردهء خدايان قرار دادند جاى خدا به خدايى گرفتند . برخى ديگر برابر تصورات خرافى ديگرى سر تسليم فرود آوردند و به چيرگى پديده‌هاى طبيعى و موجودات فضايى از قبيل ستارگان ، خورشيد و ماه باور يافتند تاجايى كه آنها را تا خدايى اوج بخشيدند . قرآن كريم با دلايل قاطع مبنى بر نفى اين گونه پندارهاى خطا به صحنه آمد در حالى كه تأكيد داشت « اللَّه » همان موجود چيره‌اى است كه برتر از بندگان قرار دارد و اوست خاستگاه وجود و منبع خيرات و هموست كه آزادى و توان را به آدمى ارمغان كرده و در آيات متعّدد به اين حقيقت اشاره دارد كه خدا ، همان است كه قابليتهاى گونا گون را در اختيار آدمى نهاده است و او را شايستهء استفاده از اين آزادى داده شده قرار داده است تا در پرتو اين توانايى از جهان به سود خود بهره برد ، اگر خير در پيش گيرد خير مىبينيد و اگر شرّ ، در پيش گيرد شرّ . در داستان حضرت آدم عليه السلام و امر مقدس خداوندى در سجدهء فرشتگان در برابر او و فرمانبرى از او ، نشانه‌هاى آشكارى از نعمتهاى خداوندى ديده مىشود ، كه خداوند به او ، به عنوان پدر بشريت ، داده است . همهءفرشتگان در برابر اين‌امرالهى سر تسليم فرودآوردند ، مگر ابليس - لعنه‌اللَّه - . روشن است كه ابليس از جنس فرشتگان نبوده است ، ليكن خدا او را از ايشان استثنا كرده تا ما بدانيم مقصود آن است كه همهء وجود در برابر آدم و انسان سجده كرده است ، زيرا انسان تنها موجودى است كه از سر اختيار ، بدوش كشيدن امانت و مسؤوليت را در راه پذيرش حكم ارادهء الهى درگسترهء بر پهنهء وجود ، به جان خريد : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا « 1 » . « همانا امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ولى از حمل آن خوددارى
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 72 .