تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
آن يعنى قرآن كريم ، سنت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام فراستادند ، تا بدين ترتيب اسم بامسمّى همخوانى يابد . از جملهء اين تعاليم ، ضرورت كناره‌گيرى از انديشهء التقاطى است ، زيرا شيوهء التقاطى شخصى را از مصداق موجودى مستقل وانديشمند بودن ، بيرون مىبرد ، به ويژه آن كه گزينش ديدگاههاى فلسفى محلّ بحث ، امرى بغايت دشوار مىنمايد ، زيرا اى ديدگاهها پيشينه‌اى تاريخى دارند كه - به رغم پذيرش از سوى بر خى مسلمانان - از بنيانى نا بشناخته بر خوردارند ، يا از منبعى بر مىخزند كه با هر آنچه رنگ عبوديت خدايى دارد مىستيزند . آدمى آزاد است كه انديشه‌اى معيّن يا آيينى خاص و يا حتىّ دينى مشخصّ را بر گزيند ، ليكن اگر بخواهد انديشه‌اى را از اين دين بگيرد و ديد گاهى را از آن فلسفه ستاند ، كه آن را از شريعت اسلام مىشمارد راهى كاملًا خطا را پيموده است ، زيرا امكان ندارد ديدگاههاى متناقض را كنار هم چيد . كتاب خدا ، سنت پيامبر و اهل بيت عليهم السلام سامانه‌اى تكامل يافته هستند كه يكديگر را تفسير مىكنند و به هيچ روى شدنى نيست كه به بخشى از قرآن ايمان آوريم و به بخشى ديگر كفر ورزيم ، يا به جاى رويكرد به آيات الهى ، روايات راستين پيامبر و اهل بيت ، انديشه‌هاى فلسفى را به جاى آنها بر گزينيم .