فصل هشتم : جبر و اختيار
بسيارى از مسايل عرفان به جبر و تفويض منجر مىشود و آن مسألهاى است بسيار حسّاس زيرا كه گاهى به عنوان موضوعى فلسفى مطرح شده است ، زمانى دانش ، تعليم ، تربيت ، حقوق و علم كلام آن را بر رسيده است ، زيرا بسيارى از موضوعات تربيتى ، اخلاقى ، ارشادى و حقوقى بر آن استوار است . پس آدمى هنگامى كه از شالوده ريزى انديشهء محدود اختيار و تفكّر ( بين الامرين ) جبر و تفويض ناتوان باشد ، از اين كه بر اساس آنها ديد گاهها ، باورهاى تربيتى و قانونى خود را استوار كند ناتوانتر خواهد بود .
گمانهاى بشرى از رسيدن به خطى مشخص در اين زمينه ناتوان مانده است و اين پندارهاى پوسيده ، گاهى به جبر و گاهى به تفويض ، ره برده است . ما اين موضوع و راه حل اين مشكل را در پر تو دريافت خود از آيات قرآن كريم ، روايات پيامبر و اهل بيت عليهم السلام مىكاويم و جزئيات راه حل را توضيح مىدهيم و شبهههايى را كه بر مسألهء اختيار خيمه افكنده ردّ مىكنيم .
مبلغان فلسفهء بشرى ، بطور كلّى انسان را موجودى مىپندارند كه در رفتار خود مجبور است ، آنها به هنگام پرسش از علّت اين كه خداوند سبحان بديشان امر و نهى مىكند ، تكاليف شرعى و اخلاقى بر دوش آنها مىنهد از اعتراف به خطاى فاحش خود مىگريزند ، به علاوهء ، عرف و جامعه نيز آنها را به تعهّداتى وا مىدارد