تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
صرف كندوكاو در كتب اين و آن كند و به خواندن كتابهاى ( راسل وژان رَاك روسو ، ولتر ، ويليام جيمس ، كارت ، كونت ، ماركس ، ماكس ، و بر و ديگران ) روى آورَد و نهج البلاغه ، صحيفهء سجاديه و ديگر دعاهاى رسيده از امامان عليهم السلام را با درونمايه‌هاى معرفتىِ آنها ، دانش فراوان و بينش عميق نهفته در هريك ، به كنارى نهد . چگونه ممكن است انسانى خود را دوستدار اهل بيت بداند و فلسفه‌اش را از ديگران بستاند ؟ ! ما در قرآن كريم مىخوانيم : فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ « 1 » . « پس بايد آدمى به خوراك و طعام خود بنگرد . » و در تفسير اين آيه در حديث شريفى از امام باقر عليه السلام آمده است كه از امام دربارهء « طعام » پرسش كرده‌اند و حضرت عليه السلام فرمود : « علم اوست كه فرا مىگيرد ، از چه كسى فرا مىگيرد ؟ » همان گونه كه جانهاى تشنه از آشاميدن آب گنديده سر باز مىزنند و مشتاق سيراب شدن از آب پاك و تغذيه از خوراك سالمى هستند كه جانمايهء جسم به شمار مىآيد ، نفس مؤمن نيز از انحرافات ، خرافات و اساطير سرباز مىزند و به انديشه‌اى سالم مىگرايد كه از هرگونه آلايش تهى باشد ؛ انديشه‌اى كه به سهم خود ، خوراك روح را تشكيل مىدهد ، در غير اين صورت خداوند متعال تا روز رستخيز او را گرفتار سردرگمى مىكند ، كه حتّى يك انديشه مىتواند آدمى را به دورىِ آسمان از زمين ، به كژراهه ببرد . هنگامى كه ما در نماز خود روى به خدا مىكنيم و از او مىخواهيم : اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّآلِّينَ « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء عبس ، آيهء 24 . ( 2 ) - سورهء فاتحه ، آيات 6 - 7 .