تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و سخنان پيامبر اكرم كه تنها فروع را در بر نمىگيرند ، فروع احكام تنها بخش ناچيزى از احاديث ايشان را تشكيل مىدهد ، اكثريت سخنان ايشان عليه السلام بر محور عقايد ، هدايت انسان به سوى خداوند ، تفسير آفرينش ، بيان هستى ، طبيعت انسان و اخلاق نيكو ، توجه دادن به آخرت و فلسفهء روز رستخيز ، بيان حكمت آفرينش و ديگر ديدگاههايى گردش دارد كه در كلام ، سيرهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء اهل بيت عليهم السلام تجلّى مىيابد .

حقيقت دوستى و ولايت

اگر يك دوستدار و پيرو اهل بيت دربارهء حقيقت دوستى و پيروى خود از ايشان عليه السلام از خويش پرسش كند بدون ترديد در مىيابد كه ارادتش به ايشان عليه السلام صرفاً از آن روى نيست كه آنها خاندان پيامبر هستند . او هنگامى كه از احساساتش فاصله مىگيرد و به حقيقت خود باز مىگردد ، در مىيابد كه اهل بيت را از اين رو دوست مىدارد و بديشان ارادت مىورزد كه نشان زندگى خود را نزد ايشان مىيابد و در ميان آنها عنوانى بدست مىآورَد تا هويت اسلامى خود را براساس آن شكل دهد . از اين رو ما اگر از طرفداران و شيعيان اهل بيت هستيم ناگزير بايد در جستجوى سخنان تابناك ايشان باشيم ، زيرا ولايت با صِرف دوست داشتن اهل بيت عليهم السلام تحقق نمىيابد ، بدون همخوانى عملى زندگى انسان به آنها و آنچه ايشان مىكرده‌اند و در پيش گرفتن شيوه‌اى كه آنها تعقيب مىنموده‌اند ميسّر نمىشود . شايد از موارد اشكال بر كسى كه به ولايت اهل بيت معتقد است آن باشد كه او ادّعاى ولايت ايشان را كند ، در همان زمان از زندگى آنها ، رفتار ، عملكردشان ، حتّى فرهنگ و ديدگاهشان نسبت به زندگى و بينش آنها پيرامون هستى بدور باشد و در نتيجه در فلسفهء خود نيز از آنها فاصلهء بسيارى داشته باشد . شگفت است كه آدمى خود را بفريبد و صفات امامى را پيوسته بر زبان جارى كند و ايشان را مخاطب سازد كه :