تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و بيرون از چار چوب زندگى پويا بگريزد . اينها فشردهء گردنه‌هايى است كه در سر راه تكامل معنوى و پيشرفت مادى انسان قرار گرفته است و عقل عاملى است كه مىتواند اين گردنه‌ها را از ميان بردارد و قرآن كريم ، از سويى همين عقل را براى آدمى ياد مىآورَد و از سوى ديگر اگر انسان آيات آن را درك كند ، با دل و جان آنها را بپذيرد ، اين گردنه‌ها را از سر راه بر مىدارد . هنگامى كه آدمى قرآن را به دور از پيچيدگيها و با خلوص ، تلاوت مىكند چنين مىيابد كه گويى قرآن فطرت او را بازگو مىكند و با درون و قلبش به مناجات مىپردازد ، لذا با انوار روشنگر و درخشانش هر پرده‌اى را از برابر ديدگان او فرو مىفكند ، بدين ترتيب آدمى علم و شناخت را از لابلاى احكام آن الهام مىگيرد و راه ، بر او رخ مىنمايد . بدين سان آدمى گام در راهى استوار مىنهد و درك مىكند كه خداوند سبحان ، آفرينندهء آسمانها و زمين است و همهء آنها را در اختيار آدمى نهاده . او در مىيابد كه آفريده شده تا خداى را بپرستد : وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 1 » . « من جنّ و انس را نيافريدم مگر آن كه مرا بپرستند . » تا بدين ترتيب از خلال بندگى يكتا طعم آزادى را بچشد و از رحمت خداوندى برخوردار گردد ، زيرا خداوند ، همان رحمان و رحيمى است كه رحمتش همهء پديده‌ها را در برگرفته است و تا اين حقيقت را درك كند كه عذاب دنيوى تنها نشان دهندهء ستم آدمى نسبت به خويشتن است : ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ . . . « 2 » . « با عملكرد مردم ، تباهى بر خشكى و دريا ظاهر شد . » . . . وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 3 » .
هامش
( 1 ) - سورهء ذاريات ، آيهء 56 . ( 2 ) - سورهء روم ، آيهء 41 . ( 3 ) - سورهء نحل ، آيهء 118 .