تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
« هر جانى چشندهء مرگ است . . . » و اين كاروانيان مردگان است كه خداوند با آنها به انسان هشدار مىدهد كه از رفتن گريزى نيست ، ليكن دلهاى بيمار و چشمان غبار گرفته اين حقيقت را در نمىيابند و كسانى هستند كه گمان مىكنند براى هميشه و تابى نهايتِ تاريخ ، همچنان جاودان خواهند ماند ، ولى اين مفهوم را بر زبان جارى نمىكنند و ما اين مفهوم را از لابلاى عملكردهاى ايشان در مىيابيم . تفاوت فراوانى است بين كسى كه در برابر خدا مىايستد و همهء اعضا و جوارحش روى به خدا دارند و او نمازش را چونان كسى بگزارد كه گويى در حال وداع است و يقين دارد كه بازگشت او به سوى خداوند سبحان است : وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فُيهَا . . . « 1 » . « روز رستخيز مىآيد و ترديدى در آن نيست . . . » و اين كه : . . . إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَستَقْدِمُونَ « 2 » . « . . . چون زمانشان فرا رسد نه يك ساعت تأخير كنند و نه يك ساعت پيش افتند . » ولذا نمازى مىگزارد با رويكرد خالص به سوى خداوند عزّوجلّ ، و مىداند كه اين نماز مىتواند آخرين نمازى باشد كه در اين جهان مىگزارد و در اين هنگام نماز چونان از معراجى معنوى و ستوده برخوردار است ، فرا رفته به سوى خداى متعال و در برابر ، كسى را مىبينيم كه با اختلاف فراوان نسبت به چنين نماز گزارى ، روى به قبله مىايستد ، امّا حواس او به چندين جهت پراكنده است و انديشه‌هايش بسى پريشان و نمىداند نماز صبح را دو ركعت به جاى آورده يا هشت ركعت ، زيرا آرزوها و روياهاى او براى يك لحظه ، يا يك ساعت و يا هزار سال پس از اين نماز ، همچنان به صف ايستاده‌اند . اين فرار از حقيقت است و اين است تفاوت ميان علم
هامش
( 1 ) - سورهء حجّ ، آيهء 7 . ( 2 ) - سورهء يونس ، آيهء 49 .
اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 123 | آژير / السيد محمد تقي المدرسي