تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
نادرست تكيه ورزيده است . اين معيارها مىتوانند بر كلّ انديشه‌هاى او و سطحى كه از آن برخوردار بوده اثر بگذارند . بر اين اساس چشم دوختن به كسب علم مقتضى فراهم آمدن بستر عقلىِ مناسب آن است ، پس همان گونه كه محدوديت ذهنى مانع از رسيدن به علوم پيشرفته است ، گسترش افق فكرى و عقلى نيز اگر در بستر مناسبش به كار گرفته نشود بارگرانى خواهد بود بر دوش صاحب آن . شمارى از فلاسفه كوشيده‌اند با عقل خود به آن سوى غيب بجهند در حالى كه پيش از آن از حل ساده‌ترين مسائل طبيعى كه مردم عادى هم آنها را درك مىكردند ناتوان بودند ، زيرا تركيب عقول ايشان متزلزل و فاسد شده بود . براى مثال ؛ فلاسفهء يونان معتقد بودند كه آسمان نمىتواند تبديل و تغيير پذيرد و آسمانى كه ما آن را مىبينيم از جهانى است برتر از جهان مادّه . آنها مىگفتند ستارگان و اختران همچون ميخهايى سيمين هستند كه آسمان را نگه مىدارند . ارسطو طاليس معتقد بود كه مرد برتر از زن است ، زيرا تعداد دندانهاى او بيشتر است . اين اعتقاد در روزگار ما نوعى ديوانگى تلقّى مىشود . باورها و انديشه‌هاى خرافى بسيارى ديده مىشود كه دانشمندان برجسته بدان گرفتار آمدند ، زيرا مىكوشيدند چيزى را درك كنند كه بديشان داده نشده بود و به آن سوى معيارهاى انديشهء درست بجهند ، به علاوهء اين تصوّر خطاى آنها كه گمان مىكنند به مرحله‌اى از علم رسيده‌اند كه نمىتوانند در انديشه‌هاشان بازنگرى كنند و جاى پاى خود را بكاوند .

بحث پيرامون ذات خداوند ، ناتوانى است

برخى در كندوكاو پيرامون ذات مقدّس خداوند خود را به رنج مىافكنند ، در حالى كه حتّى از شمارش نشانه‌هاى خداوند كه در اطراف آنهاست بكلّى ناتوانند ، لذا هم خود گمراه شده‌اند و هم با دروغ پردازيهاى باطلشان بسيارى از خلايق را به