وجه دلالت اين حديث بر مدعا آن است كه در شارقات سابقه بيان نمودم كه در لسان نبوت و ولايت غالبا بر مراتب حقايق موجودات نيز اسماء اطلاق نمودهاند بخصوص در ادعيهء مأثوره از مشكات ولايت .
چنان كه در نزد صاحبان بصيرت مخفى و مستور نيست .
از آن جمله در اين باب نص است كلام صادق آل محمد ( عليه السلام ) كه فرمود : « نحن اسماء اللّه الحسنى » و در زيارت ششم وارد است : « على اسم اللّه الرضا » .
و از معدن عصمت وارد است كه : مراد از اسماء در آيهء شريفهء
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ »
« 1 » حقايق اشياء است ، و غير اينها از اخبار و آثار .
اشاره به اختلاف اخبار در مراتب كليهء كشف و سرّ اختلاف
در نزد صاحبان بصيرت از بينات است كه مراد از اسماء عظام ، انوار قدسيّه و مفارقات عقليه است كه عالم ايشان عالم جبروت و سلطنت است نسبت به ساير اشياء .
بعضى از انبياء را با دو مرتبه از آن مراتب اتصال و اتحاد است و بعضى را با چهار مرتبه تا هفتاد و دو مرتبه .
لهذا مظهر معجزات و كرامات مىباشند ، متفطن باش ! .
و از بعضى مستفاد مىشود كه مراتب ايمان ، چهل و نه ( 49 ) جزء است ، و هر جزوى منقسم است بر ، ده ( 10 ) جزو .
و نصيب بعضى يك جزء ، از ده جزء ، از چهل و نه جزء ، است ، تا چهل و نه جزء تمام ، چنان كه سابقا نقل نمودم .
پس جميع مراتب ايمان بنابراين ، چهارصد و نود ( 490 ) مرتبه خواهد بود .
و در كتاب حيات القلوب از امير المؤمنين ( عليه السلام ) مروى است كه فرمود :
« حق تعالى بود و هيچ خلقى با او نبود ، پس اول چيزى كه آفريد نور حبيب خود محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) بود . آفريد او را پيش از آنكه آب و عرش و كرسى و آسمانها ، و زمين و لوح و قلم و بهشت و دوزخ و ملائكه و آدم و حوّا را ، بيافريند به چهارصد و بيست و چهار هزار سال » .
و در بعضى اخبار ، بيست و پنج هزار سال .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 31 .