« سؤال پنجم »
اشاره به اينكه علم به افعال عباد سابق بر آن اعمال باشد پس بايد افعال را وجودى قديم مقارن علم باشد چگونه تصور شود اين مطلب .
( 502 ) علم الهى به اعمال موجودات و ممكنات واضح است كه سبقت بر آن اعمال دارد ، در اين صورت تا يك قديم وجودى مقارن علم ، بلكه اسبق از علم براى ممكنات قايل نشويم ، علم محل و موقع نخواهد داشت ، و اگر ممكنات را اسبق قايل شويم ، با آنكه علم را عين ذات مىدانيم چطور اين تصور صحيح مىشود ، ديگر آنكه علم بارى تعالى علت مىشود ، يا نه ، اگر مىشود و علت خواهد بود ، لازم مىايد كه حسن و قبح و ظلم و عدل نباشد ، و بر ممكنات ايرادى وارد نيايد ، و در صورتى كه ممكنات را قايل نشويم ، و به همان قول به آنكه عالم حق است قايل شويم ، لازم مىآيد كه مؤثر و متأثر همان حق باشد ، در اين قسم اوامر و نواهى غيرلازم و ارسال رسل عليهم السلام موجب اشكال مىشود .
جواب
جواب اين سؤال از بيانات گذشت خاصه از آنچه در جواب سؤال چهارم مذكور شد استنباط مىشود ، و حاجتى به تكرار نباشد .