تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
فرمايد بر طفلى با آنكه در دار تكاليف شرعيّه هنوز داخل نشده باشد ، ظلم نباشد ، بلكه عين عدل بود به حكم عقل ، لكن در نظر جمهورى و حسّى همچو مىنمايد كه بر او ظلمى وارد آيد ، لكن انظار جمهوريه كه نظر تفرقه و ملاحظهء عالم حسّ باشد كاشف مقاصد عقليّه كه مطابق واقعند نبود ، و امّا نظر عقلى كه ملازم نظام وجود امكانى كند و داند كه نظام وجود امكانى مطابق نظام ماهوى علمى باشد ، پس حكم فرمايد كه ايجاد آلام و اسقام به حسب مراتب امر تكوينى بر آن طفل عين عدل بود ، و اگر اسقام و آلام بر او افاضه نشود . نسبت به او ظلم و نسبت به مبدأ فياض بخل بود ، اگرچه به حسب اوامر و نواهى شرعيّه اگر فرض شود كه آلام بر آن طفل از روى عذاب و جزاى عمل بود ظلم باشد . لكن مفروض ( 501 ) محال بود . پس نظام تكوينى و تشريعى سراسر و سراپا عدل باشد .
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك و خطا پوشش باد .
يعنى خطائى كه در نظر حسى كه به غواشى حسّ و آلايش به جهات ظلمت ماده و ماديات مغشوش بود ، گمان مىرفت پير ما به نظر پاك عقلى از ميان برداشت ، بلكه به نظر شهود قلبى عالم حس و تفرقه را در نقطهء سيّال زبانه و نوك قلم صنع مطوى فرمود . و در آن نظر همه را در مقام خود ديد ، و نظام وجود امكانى را به حسب طول و عرض و نزول و صعود تابع نظام واحديت ، و واحديت را تابع نظام احديّت ديد ، و جمله را هم در وجودات جامعهء جمعيه و هم به حسب وجودات خاصهء متفرقهء آنها در مقام خود مشاهده فرموده و به لسان وحى الهى فرمود :
الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى
بلغ العلى بكماله - كشف الدجى بجماله - حسنت جميع خصاله - صلوا عليه و آله -
اعيان همه شيشه‌هاى گوناگون بود * كافتاده در او پرتو خورشيد وجود