پدرم ماهى سه تومان روزى يكقران براى من قرار داده بود ، يكقران آن روز بيست شاهى ميشد من نهايت اقتصاد را در زندگى معمول ميدانستم بر خلاف طلّاب ديگر تقدير معيشت را كاملا خ خ رعايت ميكردم بيست شاهى را تقسيم بر مخارج نموده بودم ، روزى دو شاهى براى مصرف نفت و چراغ جداگانه معلوم كردم ، ده شاهى براى مصرف گوشت و غذا پنج شاهى براى نان سه شاهى براى حمام و مخارج ديگر ، اول ماه كه سه تومانرا مىگرفتم قسمت هركدام را عليحده در جاى خود ميگذاشتم گاهگاهى بواسطه ميهمان بودن يا جهات ديگر از هر كدام اگر زياد ميآمد پسانداز ميشد اثاث البيت ميخريدم ، ماهى دوازده يا چهارده قران موفوقهء مدرسه ميدادند اما مرتب نبود آن را هم وجه كتابهاى لازم قرار دادم ، علاقهء شديدى بكتاب داشتم از اندوختهها مقدار زيادى كتاب گرفتم حتى يكدوره به ؟ ؟ ؟ يكدوره شرح لمعه و يكدوره تفسير مجمع البيان
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٩