تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
من هر چيى را در وقتش كه ارزان بود به اندازه حاجت ميخريدم و اين خود دخيل در اقتصاد بود در فصل بهار پنير يكمن سه قران و چهار قران بود من يا سه من پنير ميگرفتم و در كوزه ميانداختم همه زمستان را كافى بود اما در زمستان يكسير هفت شاهى يا هشت شاهى ميشد نخود و سائر حبوبات در فصلش يكمن يكقران بود من به قدر لزوم يك جا ميگرفتم سيب‌زمينى يكمن يكقران يا كمتر بو و بعد گران ميشد ، و همچنين ذغال در فصلش بيست من يا سى من ميگرفتم ارزان ديگران يك چارك و نيم من ميگرفتند ، و قس عليه البواقى .