تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
برف نديده‌ايم برف بركات مخصوصى دارد مخصوصا خ خ در دهه محرّم و ايام عاشورا متواليا خ خ برف ميآمد و هيچ مرد مرا مانع از وظائف خود نميشد محرّم گذشت و صفر نيز گذشت چند روز از ربيع گذشته نوروز بود بهار شد بيابانها بر خلاف سالهاى سابق كه خشكى بود سبز و خرم شد در آنسال با اينكه مردم در مضيقه قحطى بودند چون بارندگى در زمستان زياد شد بهوس افتادند بهر وسيله بود پنچ من و ده من گندم تهيه كردند و كاشتند و بسبب آن در - سال بعد براى اكثر رفاهيّت حاصل شد درختها سبز شد شكوفه‌ها ظاهر گرديد بر خلاف سالهاى پيش هرچه درخت ميوه كه باقيمانده بود بار خوب برداشت كه همه تعريف ميكردند آب قنات نيز زياد شد در باغ ما دو درخت عناب بود كه به حال خود گذارده بودند بارور شد آمدند گفتند درختهاى عنّاب امسال عناب كرده اين از روزى شماها است عنّاب زيادى بار برداشته بود ديگران نيز هركس درختى داشت كه نبريده بود آمدند گفتند