چون مدارك ما از تذكره و غيره مفقود شد بالأخره توفيق جبرى و قهرى شد كه آنسال را بمانم تا ببينم چه پيش ميآيد اما بسيار ناراحت بودم كه بناى اندنت در ده را - نداشتم از طرفى ما آمده بوديم كه چند گاهى را خوش باشيم مثل اينكه خداوند خوشى براى من مقرر نكرده بود سالى كه وارد شديم سال جنگى بود يعنى جنگ بين الملل دوم كه در همه جاى دنيا جنگ بود و در اثر جنگ در همه جا گرانى اجناس و قحطى غلّات حكفرما بود و روز بروز بر نرخ اجناس و گندم و جو افزوده ميشد در اول سال در همه جاى ايرن گندم منى دو قران و خروارى بيست تومان بود ولى كمكم بالا رفت تا اينكه منى به چهار تومان و خروارى بچهارصد تومان و بعضى جاها بيشتر رسيد مردم همه جا يك مرتبه در مضيقه افتادند مردمان بى بضاعت هرچه داشتند فروختند و مصرف خود كردند در شهرها از طرف دولت نان سيلو بمردم ميدادند كه همه چيز در آن بود حتى خاك ارّه ، مردمان خيّر نيز
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٠٠