در اينجا مناسب ديدم كه از كتاب خطى ايشان رحمه الله چند بيتى كه مرحوم والد در اين باره دارند و همچنين چند سطرى كه نثراً نوشتهاند از قول يكى از منجمين در اينجا نقل كنم :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم
عيد ما عيدهاى اسلاميست * عيد جمشيد گَبر از ما نيست
وضع روزى نمود بهر نظر * در همه امر لشگر و كشور
مبدأ سال هم بر آن شده است * ديگرش رسم كرد و جش آراست
بعدها هر جلوس هر شاهى * روز مبدأ شدى بههر ماهى
هر مَهى بود كشت فروردين * مابقى حذف شد از تدوين
گشت تاريخ فرس ناپيوست * ماند جشن وجلوس شد در دست
تا كه اسلام برد آن آيين * مبدأ و سال و جشن و فروردين
قرنهايى گذشت و آنهم رفت * نه همان نامش از زبان هم رفت
تا كه آمد ملك جلال الدين * كرد تجديد اصل آن آيين
خواست تا سال را نهد شمسى * هم نه رومى بود بود فرسى
ماهها را نمود فرس آيين * اولش هم نهاد فروردين
خواست تا سال مستقر باشد * فصلِ مبدأ بهيك مقرّ باشد
با حَمَل ساخت رأس فروردين * كز حَمَل بِهْنديد در تعيين
با كبيسه بهيك حلول بود * ايمن از سير در فصول بود
مقصد اين بود از جلال الدين * نه شود عيد و نى شود آيين
چونكه امر خراج در كشور * بر فصول است نِىْ بهماهِ قَمَر