تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
در اينجا مناسب ديدم كه از كتاب خطى ايشان رحمه الله چند بيتى كه مرحوم والد در اين باره دارند و همچنين چند سطرى كه نثراً نوشته‌اند از قول يكى از منجمين در اينجا نقل كنم : بسم اللَّه الرحمن الرحيم
عيد ما عيدهاى اسلاميست * عيد جمشيد گَبر از ما نيست وضع روزى نمود بهر نظر * در همه امر لشگر و كشور مبدأ سال هم بر آن شده است * ديگرش رسم كرد و جش آراست بعدها هر جلوس هر شاهى * روز مبدأ شدى به‌هر ماهى هر مَهى بود كشت فروردين * مابقى حذف شد از تدوين گشت تاريخ فرس ناپيوست * ماند جشن وجلوس شد در دست تا كه اسلام برد آن آيين * مبدأ و سال و جشن و فروردين قرنهايى گذشت و آن‌هم رفت * نه همان نامش از زبان هم رفت تا كه آمد ملك جلال الدين * كرد تجديد اصل آن آيين خواست تا سال را نهد شمسى * هم نه رومى بود بود فرسى ماه‌ها را نمود فرس آيين * اولش هم نهاد فروردين خواست تا سال مستقر باشد * فصلِ مبدأ به‌يك مقرّ باشد با حَمَل ساخت رأس فروردين * كز حَمَل بِه‌ْنديد در تعيين با كبيسه به‌يك حلول بود * ايمن از سير در فصول بود مقصد اين بود از جلال الدين * نه شود عيد و نى شود آيين چون‌كه امر خراج در كشور * بر فصول است نِىْ به‌ماهِ قَمَر