او است ، زيرا كه آنچه او به آن مستند است از اطلاعات علمى و تاريخى و نجومى من نيز مستند به آن هستم و قبل از ايشان بر آن اطلاع يافته و همه ساله در بىاصلى و بىاعتبارى اين نوروز در منبر سخنرانى كردهام مخصوصاً امسال كه مفصلتر از سالهاى سابق بيان كرده و عدهء زيادى آنرا ضبط نمودند و اعتبار ايشان در اطلاعات علمى بيش از متقدمين از اهل تاريخ و هيئت و نجوم نيست كه گفتهاش را مستند يا مؤيد گفتهام كنم .
ولى براى مردم امروز كه از فرط جهالت هم از دين بىاطلاعند و هم از تاريخ و از رسوخ بىدينى در ايشان اعتماد به آيه و حديث ندارند و به اشخاصىكه به قول خودشان داراى علم روزند و ايشان را دانشمندان مىگمارند از قبيل پروفسور و دكتر و مهندس و منجم اعتماد دارند گفتهء او را يادآور مىشوم تا بدانند كه به اعتراف اين يكى از دانشمندانشان كه به سِمَتِ منجمباشى دولت و كشور مشخص شده اين نوروزى كه اين همه به آن اعتقاد دارند و پيرايههاى زياد بستهاند بىاصل و بىاساس و جزء موهومات است و پايهگذار آن سلاطين هستند كه جشنهاى تولدى و تاجگذارى و جلوس بر تخت و روز پيروزى و 28 مرداد و امثال آن براى خود تأسيس مىكنند نه مستند علمى برآن است نه دينى ، صرف خوش داشت سلاطين و خوشايند ايشان .
تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٦