روزش مىكنند و اين روز را كبيسه اسم گذاشتند .
كبيسه يعنى جمع شده و در ايران ما كبيسه نبود . حالا درست شده تاريخ ايران مبدأ سالش دقيق نبود . همش مشغول عياشى بودند و روى همين اصل تا مدتها در مملكتهاى اسلامى ، تا خلافت بنىعباس ، حسابشان روى روم بود و كارشان دقيق نبود . ببينيد توى تاريخها و توى حاشيههاى تقويمها فرس قديم مىنويسند نوروز قديم . يك نوروز هم مىنويسند نوروز جلالى و اين نوروز جلالي هم كه موردِ بحث ما است چند اسم دارد :
سلطانى ، جلالى ، ملكى . بهخاطر اينكه سازندهء آن ، سلطان ملكشاه سلجوقى ملقب به جلال الدين بوده لذا جلالى گفتند و چون ملكشاه بود اسمش را ملكى گذاشتند و چون سلطان بود نوروز سلطانى گفتند .
حالا دو تاى ديگر هم بعداً اضافه شد :
يكى باستانى ، در صورتى كه اين باستانى نيست . باستانى يعنى از قديم . بله ، مىخواهند بگويند اختراعش از ما بوده مثل اينكه به كرهء ماه رفته ، اختراع كرده . و حال آنكه اين نوروز كه باستانى نيست بلكه مال جلال الدين سلجوقى است .
ديگرى هم ملى باستانى ، نوروز ملى چون تا يك مدتهايى جمشيد ممشيد ، اينها بودند . اين نوروز مال دولتيها بود . براى ارتشىها كه اول سال جمع كنند و باج بگيرند و ماليات و غيره .
وبعدها كمكم اخيراً ملت را هم داخل كردند كه بابا بياييد شما هم عيش كنيد اسمش نوروز ملى هم شد مثل نفت ملى كه اسمش ملى ولى به ملت هيچ كارى ندارند . يا جنگل ملى كه جرئت نمىكنند
تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٥