به فروردين بله اين آقا كشته شده ، آن آقا آمده روى كار .
مبدأ سال را از جلوس او قرار مىدادند . آن سه ماه ديگر را مىانداختند . اين كارهاى ايران بود كه كارهايشان دقيق نبود ، ديگر حسابشان نمانده بود . چهل سال سلطان آمده چهل مرتبه مبدأ سال عوض مىشد ، و اساسى نداشت .
تا زمان ملكشاه كه آمد و گفت بابا اين چيه درست كرديد .
بياييد يك تاريخى روى حساب دقيقى درست كنيد . وقتش هم يك وقتى نباشد كه گاهى در زمستان مىشه گاهى در بهار مىشه .
رفتند نشستند فكر كردند گفتند اين راه خوبى درست كرد .
بهتر از همه اين است كه فروردين را اول برج حَمَل قرار دهيم يعنى اول وقتى كه خورشيد به برج حَمَل مىرسد . كه اغلب شهرها هم رو به روييدن است . و هوا هم خوب شده و اين حساب كبيسه هم باشد كه ديگر تغيير نكند . و آن يك ربعش را هم حساب كنيم كه باز نرود عقب و عقب . و در بهار و تابستان و زمستان بيافتد . همه آمدند و قضات و غيره نوشتند و امضاء كردند مثل حالا كه مبدأ تاريخ را از اصلش زدند و دو هزار و فلان كردند .
پس اين نوروز بهاين نحو در اين موقع چيزى بود كه او قرار داد .
ديگر چه خبر است ؟ ! عيد است ! عيد است ! اين بازيها چيست ؟ اين از نظر تاريخى .
نوروز از جنبهء دينى
و اما از جنبهء دينى نوروز ، كه آخوندها هم مىچسبند به اين عيد و بالبالش مىكنند . يكى يا مقلب القلوب درست مىكند .
در اول ساعت تحويل نوشته يك كسى گفته در موقع تحويل اين دعا