تو ميخواهى كزين راه و از اينرو * جدائى افكنى بين من و او
اگر عيش است و گر رنج است و آفات * جدائى بين ما هيهات هيهات
نه جان من به از جان حسين است * نه تاب فرقت آن نور عين است
اگر او را شهادت عار نبود * اسيرى هم مرا دشوار نبود
اگر او كشته گردد در غَريبى * چرا نبود مرا از آن نصيبى
ابيات طرمّاج بن عدىّ
يا ناقتى لا تذعرى من زجرى * و امضى بنا قبل طلوع الفجر
بخير فتيان و خير سفر * آل رسول اللّه آل الفخر
السّادة البيض الوجوه الزّهر * الطّاعنين بالرّماح السّمر
الضاربين بالسّيوف البتر * حتّى تجلّى بكريم التجرّ « 1 »
الماجد الجدّ الرّحيب الصّدر * اصابه اللّه بخير امر
عمّره اللّه بقاء الدهر * يا مالك النّفع معا و الضّر
ايّد حسينا سيّدى بالنّصر * على الطّغاة من بقايا الكفر
على اللعينين سليلى صخر * يزيد لا زال حليف الخمر
و ابن زياد العمر بن العهر ترجمهء بيات
اى ناقه از زجرم تو دل نگيرى * خواهم كه عذرَ مرا بجان پذيرى
معذورم ار زَجرت كنم به سُرعت * مَنما مرا از اين ملامت
خواهم به منزل زودتر رسيدن * پيش از طُلوع فجر آرميدن
اى ناقه اينها سيّدان دهرند * آل رسول اللّه آل فخّرند
اى ناقه رأفت كن بر اينجوانان * لختى بتندى رو از اين بيابان
اين نوجوانان جُمله ماهرويند * در حُسن و زيبائى همه نكويند
اينها همه بىشبه و بىمثالند * آل رسول و بهترين آلَند
هامش
( 1 ) النجّر كالضّرب بالنون ثم الجيم بمعنى الأصل و النّسب