نه يكتن شد مر او را ياور و پشت * نه كس گفتى چرا ميبايدش كشت
مگر هر كس غريب و بيگناهست * سزايش كشتن و زجرش روا هست
به بام قصر بُردندش بخوارى * بُريدندى سرش با آه و زارى
به زير تيغ جَلّا و جفا كيش * به ياد حَق لَبَش تر بود و دل ريش
پس از بالا سرش بر خاك افكند * خروش اندر دل افلاك افكند
تن او را بيفكندى پس از سر * سر و تن هر دو اندر خون شناور
پس آنگه عدّهاى رَجّالهء پَست * بپاى او و هانى ريسمان بَست
ميان كوچها بر روى خاشاك * بخوارى ميكشيدنداند و تن پاك
جواد از عهد مردم بر حذر باش * كه چون مسلم سپارندت به او باش
مضمون خطبهء حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در مكّه قبل از حركت بعراق
بروز هفت ذيحج شاه ابرار * صلاى عام زد بر يار و اغيار
كه فردا عازمم من صُبحگاهى * كنم نهضت بسوى وعدهگاهى
زمين كربلايم وعدهگاهست * چنين عَهد الَستم با آله است
زمين كربلا شد مدفن من * در آنجا ؟ ؟ ؟ سَر از تن من
خورند از خون من گرگان خونخوار * كنندم پاره تن با جُمله انصار
هر آنكس چون من از جان بيدريغ است * به راه حق مهيّا بهر تيغ است
رَوان گردد كه فَردا من روانم * بهمراه عيال و كودكانم
هر آنكس را كه بذل جان گران نيست * بما مُلحق شود كانجا امان نيست
هر آنكس در ره حقّ جان توان داد * بما همره شود تا كوى ميعاد
كه ما بر ترك جان و سر روانيم * بقرنگاه حقّ يكسر رَوانيم
خروج انحضرت از مكّه روز ترويه و جوابش از تحذيرها
بروز ترويه سبّط پيمبر * برون شد از حَرَم با ديده تر