تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
ما به درگاه تو اى شر به نياز آمده‌ايم * سُوى دار الكرم اين راه دراز آمده‌ايم ما عطاى تو شنيديم بامّيد عطا * بگدائىّ تو اى شاه حجاز آمده‌ايم بندگانيم خطاكار بدرگاه آله * شفاعت بَرَت اى بنده‌نواز آمده‌ايم بىپناهيم و درباز تو ديديم اى شاه * به پناه اينهَمه رَه بر دَرِ باز آمده‌ايم گر كه بىزاد و جهازيم به ديوان عَمَل * هان بدين در ز پى زاد و جهاز آمده‌ايم تافت چون شمس حقيقت ز مهين برج رضا * طالب شمس حقيقت ز مجاز آمده‌ايم به صد امّيد دويديم بدربار كَرَم * بين كه چون با دل پُرسوز و گداز آمده‌ايم تو ولىّ حق و بخشى تو برات از آتش * از پى اخذ براتىّ و جواز آمده‌ايم گو به نادان كه مزن طعنه بما كز سر صدق * بر در رحمت حق با تك و تاز آمده‌ايم با همه ناز كه ما راست بهَر صاحب جاه * خاضع اينجا و بُرون از همه ناز آمده‌ايم بر شهان فخر كنيم ار زه پذيرد ما را * بغلامىّ دَرَش رتبه فراز آمده‌ايم اى ( جواد ) ار كه شود لطف رضا شامل ما * ميسزد زانكه به صد عجز و نياز آمده‌ايم
اى امام هشتم اى برهان حق سلطان دين * اى امام هشتمين اى مطاع عرش و هم كرسى و افلاك و زمين * اى امام هشتمين اى ولىّ امر حق اى نخبهء كون و مكان * اى امام انس و جان اى امين شرع و ايمحبوب ربّ العالمين * اى امام هشتمين اى سليل كاظم ( ع ) اى نخل علىّ مرتضى ( ع ) * يا علىّ موسى الرّضا اى وصىّ هشتم و فرزند خير المرسلين * اى امام هشتمين ما به درگاهت همى رُوى نياز آورده‌ايم * پُرگداز آورده‌ايم بر نياز ما نظَرَ كن وين گداز ما ببين * اى امام هشتمين اى مزارت قبلهء حاجات هر صاحب اميد * از سياه و از سفيد