ما نه از سَر ما و گرما و عطش داريم باك * نى ز خواب روى خاك
يا اگر مجروح گردد يا كند آماس پا * يا على موسى الرّضا
ما روا داريم بر خود از همَه رنج و لعب * دست نكشيم از طلب
در پى كسب فضيلت تا شوى از ما رضا * يا على موسى الرّضا
هر كه خواهد گنج بايد رنج را مايل شود * تا بدان نايل شود
لطف خاصت كى شود بىرنج حاصل اى شها * يا على موسى الرّضا
اى ولىّ عصر بين ما را كه چون زارىكنان * با سرشك ديدگان
سوى جدّت ميرويم از وحشت يوم الجزا * يا على موسى الرّضا
همره ما باش و يارى كن بما در اين سفر * در همه خوف و خَطَر
كن وساطت نزد جدّت بهر ما بيچارهها * يا على موسى الرّضا
گو كه جمعى از غلامان بر گدائى آمدند * با نوائى آمدند
لطف خود منما دريغ اى منبع جود و سخا * يا على موسى الرّضا
ما ضعيفان گدا را كيست بنمايد قبول * جُز شما آل رسول
رحم كن بر زارى ما اى شها بهر خدا * يا على موسى الرّضا
اى شاه طوس يكنظرى كن بسوى ما * ما بر تو رُو فكنده مينداز رُوى ما
ما را ز درگهت مران اى درگه كرم * مگذار تا عيان برود آبروى ما
اى امام هشتم ايشاه خراسان اى رضا * يا على موسى الرّضا
اى وصىّ احمد اى پور علىّ مرتضى * يا على موسى الرّضا
ما غلامان توئيم و بندگان درگهت * جان دهيم اندر رهت
پاىكوبان سُويت آييم اى امام مقتدى * يا على موسى الرّضا