نيست ما را جاننثارى در ره تو بيش ازين * اى امام هشتمين
صورت ما را نگر تغيير كرد از آفتاب * نور حق بر ما بتاب
رنج رَه بر ما گوارست ار بلطفت شد قرين * اى امام هشتمين
تلخى ره جملگى شيرين شود در كام ما * گر كنى اكرام ما
خستگى بر ما نماند گر بگوئى آفرين * اى امام هشتمين
صد هزاران جان ما بادا فداى حضرتت * در ازاى نعمتت
خاك پايت را بنه بر فرق ما و بر جبين * اى امام هشتمين
بندهء مسكين ( جوادت ) از تو دارد انتظار * با هزاران افتخار
كش تو او را بندهگيرى خادم شرع مبين * اى امام هشتمين
اى شهنشاه عدالت بر سَرير ارتِضا * يا على موسى الرّضا
والى ملك ولايت اى سمّى مرتضى * يا على موسى الرّضا
ما براى كَسب فيض از آستان عزّتت * گلستان حضرتت
نك برون از خانمان گشتيم يابن لمصطفى * يا على موسى الرّضا
اى عزيز ملك هستى از ثَرى تا نه فلك * اى تو مخدوم ملك
بىبضاعت نزدت آييم اى غنى از همچو ما * يا على موسى الرّضا
ما برايت ترك جان گوئيم و هم ترك جهان * تا چه باشد خانمان
خانمان و جان و دنيا را چه مىباشد بها * يا على موسى الرّضا
در بيابان روز و شب گرديم با افغان و آه * تا دهى ما را تو راه
آنچه ما خواهيم بيش از اين سزد رنج و عنا * يا على موسى الرّضا
گر به پا آئيم نزدت كم بود در جاه ولا * لايق درگاه تو
بايدت با سَر بيايد هَر كه ميخواهد هُدى * يا على موسى الرّضا