چسان قبر پدر بيند يتيمى آن هم آزرده * روا بودى اگر همچون رقيّه بىصدا گشتند
بزين العابدين چونشد كه ديد آنداغدارانرا * سپندآسا بر آتش از شرار سينهها گشتند
زبانم بَسته باشد ورنه ميگفتى جواد آن روز * چه كردند و چه گفتند و چه بگذشت و چها گشتند
( ايضا فى هذا المقام بر طريق سينهزنى )
اربعين شاهدين سبط پيمبر تازه شد * داغ زهراى بتول و داغ حيدر تازه شد
شور محشر تازه شد * شور محشر تازه شد
آه از آنساعت كه زينب آمد از شام بلا * بر سَرِ قبر حُسين غوغاى ديگر تازه شد
در زمين كربلا * شور محشر تازه شد
كاروان سيّد سجّاد آمد با زنان * ماتم كلثوم و زينب بر برادر تازه شد
آن مصيبتديدهگان * شور محشر تازه شد
بازگشتند از اسيرى كودكان دربدر * شعلهء قلب يتيمان بار ديگر تازه شد
بر سَرِ قبر پدر * شور محشر تازه شد
زينب مظلومه آمد بر سَرِ قبر حُسين * يادش از آن پيكر افتاده بىسَر تازه شد
با فغان و شور و شين * شور محشر تازه شد
آه صد آه از دل پُر شور زين العابدين * دود آهش از جفاى شمر ابتر تازه شد
چون بديد آن سَرزمين * شور محشر تازه شد
ديد چون گهوارهء گور آن دو چشمان رباب * يادش از گهوارهء لب تشنه اصغر تازه شد
شد دلش از غم كباب * شور محشر تازه شد
قبر ديگر چون بديدندى بنهر علقمه * داغ دلها بهر عبّاس دلاور تازه شد
بر فلك شد همَهَمه * شور محشر تازه شد
ايجواد از غصّهء دلها كه داند جز خدا * يا كه داند بر دل زنها چه اخگر تازه شد
اندر آن دشت بلا * شور محشر تازه شد