تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 388

مساهمون:

صرضوان اكبر إله ٣٨٨

چون عرفان متعارف بافتنى است از مؤلف هم بشنويد

ولى چون كلام بدينجا كشيد بد نيست كه در اينجا هم چند جمله مستقلا رمزگوئى و اسرارگوئى كنم يعنى در همين جا نيز چند جمله انشاء كنم نه آنكه از آن كتاب نقل نمايم تا آنكه هم نمونه باشد بر اقتدار اين حقير بر بافندگى رموز و اسرار مانند اهل عرفان و هم معرف باشد براى ساده گان عرفان طالبان تا بدانند كه سنخ آنچه ايشان بسادگى بعوان عرفان فرا گرفتند از اين سنخ است اگرچه خود را و قلم خود را اجل ميدانم از آنكه بدين گونه خرافات آلوده كنم و كتاب خود را اشرف از آن ميبينم كه صفحه او را بدين موهومات سياه كنم و وقت خود را اعز ميشمارم از آنكه صرف بافندگى و لا يعنى كنم ولى چه كنم .
چون سروكار تو با نادان فتاد * پس زبان بايد چو نادانان گشاد
مثلا يكى از بافتنيهاى ايشان كه بسيار شنيده‌ايد و اگر كتبشان را مطالعه كرده باشيد ديده‌ايد كه با يك آب و تابى ميبافند و تمثل به آيات و اخبار و اشعار بىمورد و نامربوط و بيجائى ميكنند ، بافتنيهائيست كه در اطراف تصوف ميكنند يكى ميگويد بدان اى عزيز كه صادش از صفا است و واوش از وفا وفايش از فنا است صوفى كسيست كه جامع اين صفات باشد ديگرى ميگويد بدان ايعزيز كه تصوف تائش از تقوى است كه ان اللّه يحب المتقين و كسى كه داراى تقوى بود خدا را دوست ميدارد و چون عاشق حق باشد خدا او را دوست دارد كه يحبهم و يحبونه صادش از صبر است كه و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا للّه و انا اليه راجعون اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون واوش از وفا است
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة رضوان اكبر إله 388 | الشيخ محمد جواد الخراساني